بی یار هزار باغ و گلشن بجوی
ور دست بود هزار دشمن بجوی
گفتم بنگر کز رخ گندم گونت
چون کاه شدم گفت که بر من بجوی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بی یار هزار باغ و گلشن بجوی
ور دست بود هزار دشمن بجوی
گفتم بنگر کز رخ گندم گونت
چون کاه شدم گفت که بر من بجوی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیکسی و تنهایی خود اشاره میکند و میگوید اگر یاری در کنار خود نداشته باشد، هر باغ و گلشن را جستجو خواهد کرد. او به زیبایی محبوبش که رنگ گندمگون دارد، اشاره میکند و بیان میکند که با نگاه به او، احساس کوچکسری میکند. در پایان، او از محبوبش میخواهد که به او توجه کند و نشان میدهد که عشقش تا چه اندازه عمیق است.
هوش مصنوعی: اگر یار و همراهی نداشته باشی، حتی در میان هزاران باغ و گلشن، شادی و دلخوشی نخواهی یافت. و اگر در مقایسه با آن هزاران دشمن در کنارت باشند، باز هم نمیتوانی به خوشی دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: گفتم به چهرهات نگاه کن که چقدر بیرنگ و رو شدهام، او پاسخ داد که به دنبال من میگردی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.