گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
کمال‌الدین اسماعیل

بر سوز دل من دل آتش سوزد

آب از نم چشم من تری اندوزد

شب تیرگی از روز سیاهم توزد

غم ناخوشی از حالت من آموزد

جهان ملک خاتون

تا چند فلک جامه غم می‌دوزد

بر قامت جان بین که دلم می‌سوزد

چون شرح توان داد که مسکین دل من

خون از ستم زمانه می‌اندوزد

طالب آملی

(طهماسقلی) که ذله می‌اندوزد

پیوسته چراغ حرص می‌افروزد

چون ممتلئی که پر بود از آروغ

از کون دهن بریش خود می‌گوزد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه