چون مرغ دلت پرید ناگه تو کهای؟
چون اسب تو سم فکند در ره تو کهای؟
بر تو ز وجود عاریت نام کسی است
چون عاریه باز دادی آنگه تو کهای؟
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون مرغ دلت پرید ناگه تو کهای؟
چون اسب تو سم فکند در ره تو کهای؟
بر تو ز وجود عاریت نام کسی است
چون عاریه باز دادی آنگه تو کهای؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از تجربهٔ ناگهانی جدایی و فقدان صحبت میکند. او به آرامی بیان میکند که در لحظهای، دلش چون پرندهای پرواز میکند و سوالاتی دربارهٔ هویت و وجود میپرسد. در این وضعیت، به عدم ثبات و عارضی بودن وجود اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که ممکن است آنچه بر او گذشته، موقتی و عاریهای باشد. در نهایت، به تأمل در معنای واقعی وجود و هویت شخصی خود میپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی ناگهان دل تو پرواز کرد، تو چه کسی هستی؟ و وقتی اسب تو در راه تو پا کوبید، تو چه کسی هستی؟
هوش مصنوعی: بر تو نام کسی از وجود و هستیام است که مانند یک امانت به تو دادهام؛ اما وقتی که این امانت را به من پس میدهی، خودت چه کسی هستی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.