کو عمر؟ که دادِ عیش بستانم از او
کو وصل؟ که دردِ هجر بنشانم از او
کو یار؟ که گر پای خیالش به مَثَل
بر دیده نهد، دیده نگردانم از او
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
کو عمر؟ که دادِ عیش بستانم از او
کو وصل؟ که دردِ هجر بنشانم از او
کو یار؟ که گر پای خیالش به مَثَل
بر دیده نهد، دیده نگردانم از او


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به جستجوی عمر، وصل و یار مورد نظر خود میپردازد. او از عمر میخواهد که فرصتی برای لذتبردن فراهم آورد و از وصل یار میخواهد تا درد جدایی را برطرف کند. همچنین، او به محبوبش اشاره میکند و میگوید که اگر او را ببیند، هرگز چشم از او برنخواهد داشت. در کل، احساس تنهایی و longing برای عشق و ارتباط عمیق در این شعر به خوبی مشهود است.
هوش مصنوعی: عمر کجاست که اجازه دهد از آن لذت ببرم؟ و کجاست وصلی که درد جدایی را برطرف کند؟
یار کو، که اگر پای خیالش بر چشمم بگذارد، دیده از او برنمیگیرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن رهزن دل که پایکوبانم از او
چون آینهٔ خیال خوبانم از او
جانیست که چون دست زنان میآید
یارب یارب چه میشود جانم از او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.