ای چشم تو فتنهٔ فلک را قلوز
هجران تو شیر شرزه را گیرد بز
ای زلف تو بر کلاه خوبی قندز
با غارت تو عفی الله از غارت غز
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای چشم تو فتنهٔ فلک را قلوز
هجران تو شیر شرزه را گیرد بز
ای زلف تو بر کلاه خوبی قندز
با غارت تو عفی الله از غارت غز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به توصیف زیباییهای چشمان محبوبش میپردازد که همچون فتنهای برای آسمان است. او هجران و دوری معشوق را به شیر بیرحم تشبیه میکند و زلف محبوب را به خوبی و شیرینی تشبیه میکند که باعث سست شدن دلها میشود. در نهایت، شاعر به غارتگری زیباییهای معشوق اشاره میکند و از تأثیر عمیق و مخرّب آن بر دل عاشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: چشمان تو باعث به وجود آمدن مشکلات بزرگ در آسمان هستند و جدایی تو همانند یک شیر قدرتمند، میتواند ستمهایی را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: ای زلف تو زیباست و مانند کلاهی است که بر سر دارم، شیرین و دلفریب. با زیبایی و جذابیت تو، دیگر هیچ غارتی در عشق وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بخشندهٔ نعمت و ستانندهٔ عز
بندندهٔ دشمن و گشایندهٔ دز
ایام ازو خیره و گردون عاجز
خوارزمشه عالم و عادل اتسز
خَلُّخی به غمِ خَلُّخ و اندیشهٔ غُز
با رغم سو کمان و اندیشهٔ بز
داریم بزی و سوکمانی که به جز
این را نتوان خواند شکر آن را تُز
و حقک لا نظرت الی سواکا
بعین مودة حتّی اراکا
بر بندم چشم خویش و نگشایم نیز
تا روز زیارت تو ای یار عزیز
ای دل اگرت مال شد از دست بدر
باکی نبود چو میرود عمر به سر
گیرم به زر و نقره چو قارون شدهای
چون عمر نباشد چه کنی نقره و زر
از خامی نیست
ای ساقی سیم ساق سوقی برخیز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.