همه هم شهریان خاقانی
با وی از کبر درنیامیزند
چه عجب زاد را به یکجایند
لیک با یکدگر نیامیزند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
همه هم شهریان خاقانی
با وی از کبر درنیامیزند
چه عجب زاد را به یکجایند
لیک با یکدگر نیامیزند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خاقانی دربارهٔ شهریهای خود سخن میگوید که اگرچه در یک محل زندگی میکنند و از یکدیگر آگاهند، اما به احترام کبر و غرور به همدیگر نزدیک نمیشوند. او به نادرستی این رفتار اشاره کرده و به تعجب از این موضوع میپردازد که چگونه انسانها با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکنند. این شعر نشاندهندهٔ تنهایی انسانها علیرغم همزیستی است.
هوش مصنوعی: همه اهالی شهر خاقانی هیچگاه به خاطر غرور و تکبر با او درگیر نمیشوند.
هوش مصنوعی: عجب است که زندگی و موجودات در یک مکان قرار دارند، اما با یکدیگر ارتباطی برقرار نمیکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.