دوات من ز برون جدول و درون دریاست
نهنگ و آب سیاهش عجب بدان ماند
عمود صبح ندیدی سواد شام در او
دوات من به دو معنی بدان نشان ماند
رواست کو ید بیضای موسوی است دوات
که خامه نیز به ثعبان درفشان ماند
زبان خامهٔ جوشن در زره بر من
به دور باش سنان فعل و تیرسان ماند
چو خسروان گذرم بر مصاف نطق و دوات
از آن به خانهٔ زراد خسروان ماند
عنان جیحون در دست طبع خاقانی است
از آن جهت به سمرقند خضرخان ماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به توصیف قلم و دوات خود میپردازد و ویژگیهای آنها را با استعارات زیبا و خیالانگیز بیان میکند. او دوات را همانند دریا و نهنگ توصیف میکند و نشان میدهد که نوشتههای او عمق و وسعتی خاص دارند. به این ترتیب، قلم و دواتش را به عنوان ابزاری قدرتمند در عرصه بیان و هنر به تصویر میکشد و خود را در جایگاه یک شاعر قوی و شجاع میبیند که در میدان کلام و هنر میجنگد. خاقانی همچنین اشاره میکند که خلاقیت و استعدادش در نوشتن از دو شاخه مختلف الهام میگیرد و به سمرقند و ویژگیهای خاص آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دوات من از بیرون جدول است و درون آن دریایی حاوی نهنگ و آب سیاه دارد که شگفتانگیز است و بهخوبی یادآور چیزی خاص میباشد.
هوش مصنوعی: در صبح روشن تو سیاهی شب را نمیبینی؛ دوات من نشانگر دو معنای مختلف است که در آن باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اجازه دهید بیان کنم که در اینجا اشاره به داستان معروف «ید بیضا» موسى (ع) است. ید بیضا به نشانهای از قدرت و وحی او اشاره دارد. به طوری که حرکت و انجام کارهای او به قدری شگرف است که مانند جوهر و قلم در دستان او، به حالت شگفتانگیزی خود را نشان میدهد و میتوان روی آن حساب کرد. در نهایت، نویسنده به تأثیر و نیرومندی کارهای او اشاره میکند که گاهی شبیه به قدرت یک مار به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر اشاره دارد که زبان و قلم مانند زرهی هستند که او را محافظت میکنند و از سوی دیگر، نیز مانند تیر و نیزهای تند و شدید بر او تأثیر میگذارند. به عبارتی، او از قدرت کلام و نوشتهای صحبت میکند که در عین حفاظت، میتواند تهدیدآمیز و آسیبزا نیز باشد.
هوش مصنوعی: وقتی که مانند پادشاهان به میدان میروم، از طریق کلام و نوشتن، به خانهای پر از غنای معنوی و ارزشمند میرسم که شایستهٔ پادشاهان است.
هوش مصنوعی: خاقانی توانسته است با استعداد و ذوق خود، بر رود جیحون تسلط یابد و به همین دلیل، مانند خیالی یا یاد باری از سمرقند، در دل مردم باقی مانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کدام باغ به دیدار دوستان ماند
کسی بهشت نگوید به بوستان ماند
درخت قامت سیمینبرت مگر طوبیست
که هیچ سرو ندیدم که این بدان ماند
گل دو روی به یک روی با تو دعوی کرد
[...]
به زیر چرخ مقوس که جاودان ماند
کدام تیر شنیدی که در کمان ماند
نصیب من ز جوانی دریغ وافسوس است
ز گلستان خس وخاری به باغبان ماند
بهشت بوته خاری است با کهنسالی
[...]
که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
چه تهمت است که گویند این به آن ماند!
دل مرا همه در چین زلف او دیدن
چراغ در شب تاریک کی نهان ماند!
مرا غریب وطن کرد و رو به باغ نهاد
[...]
فرید دهد مسیب که کوکب بختش
ز روشنی به رخ ماهطلعتان ماند
محیط فیض رسانی که خامه از دستم
ز وصف او به سحاب گهرفشان ماند
بنای همت او طرفه مرتفع قصریست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.