اذا ما الطیر غنت فیالصباحِ
اجب داعی معاطاة الملاحِ
هوا پر خندهٔ شیرین صبح است
بیار آن گریهٔ تلخ صراحی
ارق فضلاتها فالارض عطلی
تحلیها بوشی او وشاحِ
قبای صبح را مشکین زره زن
به موی زلف ترکانِ سِلاحی
سیر نوالدیک عن عینالسکاری
ویشدوا کالسکاری و هو صباحِ
صلاح از می سر رشته کند گم
صلائی درده ار مرد صلاحی
کان الدار و الکاسات دارت
ریاض اللهو حفت بالاقاحی
توئی تو راح را خاقانیا اهل
قفای عقل زن گر مرد راحی
به شروان شاه اخستان تیمن
تری سعدالسعود علیالنواحی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای صبح و حال و هوای آن میپردازد. او از پرندگان میگوید که در صبحگاه سرودشان را سر میدهند و از شیرینی صبح و گریه تلخ شربتی یاد میکند. غزل با تشبیهات زیبا، از نقش طبیعت و باده در زندگی یاد میکند و به جنبههای معنوی و دینی نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر مخاطب را به لذت بردن از جمال و خوشی زندگی تشویق میکند و به زیباییهای شروان و شادمانیهای آن اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: وقتی پرندگان در صبح آهنگ میخوانند، دعوت به خوشگذرانی و لذتجویی را پاسخ بده.
هوش مصنوعی: هوا پر از شادی و خوشی صبحگاهی است؛ بیا آن اشک تلخ را که در دل داریم بیاور.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم زیبایی و جذابیت طبیعت اشاره دارد. به طور کلی، به نظر میرسد که فضایل و زیباییهای خاصی در محیط اطراف وجود دارد که میتواند ما را به تفکر وامیدارد. طبیعت با زیباییهایش، ما را به تماشا و لذت بردن فرامیخواند.
هوش مصنوعی: صبح مانند لباس زیبایی است که گرد و غبار مشکین بر آن نشسته و موهای زلف ترکان همچون سلاحی براق و دلنواز است.
هوش مصنوعی: در دل شب، شادی و خوشحالی مانند صبح روشن و تازهای آغاز میشود و مانند آبی خنک، زندگی را تازه و شاداب میکند.
هوش مصنوعی: درستکاری میتواند از شراب سر بزند؛ اگر مردی عاقل و درستکار به تو نصیحتی کرد، آن را بپذیر.
هوش مصنوعی: خانه و میخانه در دورانی شاداب و پر از شادی قرار داشتند و محوطهی آنها با گلهای خوشبو احاطه شده بود.
هوش مصنوعی: تو هستی و راه را میشناسی، ای کسی که عقل را دنبال میکنی، اگر مردی که در این راه است.
هوش مصنوعی: به شروان، درختان سرسبز و پرمیوهای وجود دارد که نشانهای از خوشبختی و رونق در آن منطقه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگرید غم چو خوش خندد پیاله
بخندد جان چو خون گرید صراحی
گل میرنگ دیدی توبه بشکن
می گلرنگ خوردی و الله ماحی
ز اشک و گریهٔ تلخ صراحی
شکرخنده زده مشتی مباحی
هزاران زاهد زهد صلاحی
ز تو خونش مباح و او مباحی
چو دستان برکشد مرغ صراحی
برآید نوحهٔ مرغ از نواحی
قدح در ده که چشم مست خوبان
قد اتّضحت لنا ای اتّضاح
الا والله لا اسلو هواهم
[...]
دمیده مرغزارش بر جوانب
شکفته لاله زارش در نواحی
ز شبنم لاله را خوی در بناگوش
ز باران غنچه را می در صراحی
غزیر الدمع من عین السواقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.