هدیهٔ پای تو زر بایستی
رشوهٔ رای تو زر بایستی
غم عشقت طرب افزای من است
طرب افزای تو زر بایستی
جان چه خاک است که پیش تو کشم
پیشکشهای تو زر بایستی
دیده در پای تو گشتن هوس است
کشته در پای تو زر بایستی
گر دهم اجری امروزِ تو جان
خرج فردای تو زر بایستی
ترش روی است زرِ صفرا بر
وقت صفرای تو زر بایستی
آتش بسته گشاید همه کار
کار پیرای تو زر بایستی
بیزری داشت تو را بر سر جنگ
صلح فرمای تو زر بایستی
کوه سیمینی و هم سنگ توام
در تمنای تو زر بایستی
تا کنم بر سر و بالات نثار
هم به بالای تو زر بایستی
دید سیمای مرا عشق تو گفت
که چو سیمای تو زر بایستی
دل سودائی خاقانی را
هم به سودای تو زر بایستی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که همه چیز باید به پای او قربانی شود. او از غم عشق و شوق دیدار معشوق میگوید و تأکید میکند که برای هر نوع قربانی و هدیهای که به معشوق تقدیم میکند، باید از طلا و زر باشد. شاعر عشق خود را چنان ارزشمند میداند که حتی جان خود را نیز در برابر معشوق ناچیز میبیند و همه چیز را در خدمت او قرار میدهد. در نهایت، او در آرزوی رسیدن به معشوق و تجلی زیباییهای اوست و دلش همیشه به یاد او پر از عشق و شوق است.
هوش مصنوعی: هدیهٔ پای تو باید از زر باشد، زیرا برای جلب نظر و محبت تو باید به خوبی پاداش داده شود.
هوش مصنوعی: غم عشق تو برای من باعث شادی و خوشحالی است، اما شادی تو به پول و ثروت نیاز دارد.
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که جان من در برابر زیباییها و محبتهای تو، حتی اگر بیارزش باشد، کاملاً در اختیارت قرار میگیرد. تقدیم کردن جان به تو، یعنی اینکه من هیچ ارزشی برای خود نمیبینم و همه چیز را فدای محبتهای تو میکنم.
هوش مصنوعی: این بیت به احساس عمیق عشق و فداکاری اشاره دارد. شخصی به شدت مجذوب معشوق خود است و تمام وجودش را در خدمت او میداند. او آماده است تا در راه معشوق خود هر گونه فداکاری را بپذیرد و نشان دهد که برای او ارزشمند است. در واقع، این احساسات به معنای آن است که عشق و ارادت به معشوق، بالاترین ارزش را دارد.
هوش مصنوعی: امروز که زحمت میکشی و تلاشت را به کار میگیری، این تلاش و انرژی برای فردای توست و باید سرمایهگذاری کنی تا بتوانی به هدفهایت برسی.
هوش مصنوعی: اگر از دلخوری خود بگذری و به درستی و طلا مانند رفتار کنی، در زمان مناسب به ارزش واقعی خود دست خواهی یافت.
سکه زر، گره گشای هر کاری است. راهگشای کار تو زر است.
هوش مصنوعی: تو در دل جنگ، بیپول و ثروت به میدان آمدهای، اما برای به سرانجام رساندن صلح، لازم است که ثروت و امکانات داشته باشی.
هوش مصنوعی: کوه نقرهای هستم و برای تو به امید رسیدن به تو، باید مانند طلا باشم.
هوش مصنوعی: برای زیارت و احترام به تو باید به سر و روی تو طلا بپاشم.
هوش مصنوعی: عشق تو به من گفت که باید شبیه چهره تو باشم، مانند طلایی که درخشان و زیباست.
هوش مصنوعی: دل پر آشفتگی خاقانی نیز باید به عشق تو زینت داده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.