نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
نه جای آنکه به جوی تو بگذرد آبم
به جستجوی تو جان بر میان جان بندم
مگر وصال تو را یابم و نمییابم
ز بس که از تو فغان میکنم به هر محراب
ز سوز سینه چو آتشکده است محرابم
برای بوی وصال تو بندهٔ بادم
برای پاس خیال تو دشمن خوابم
اگر به جان کُنیَم حکم، برنتابم سر
مکن جفا که جفای تو برنمیتابم
کجا توانم پیوست با تو کز همه روی
شکسته چون دل خاقانی است اسبابم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن گفته و ابراز میکند که نهتنها از عشقش رویگردان نیست، بلکه برای رسیدن به او حاضر است جان خود را در میان بگذارد. او به شدت احساس درد و longing میکند و به تضرع و ناله در محراب پرداخته و حسرت وصال را با شدت تجربه میکند. در عین حال، شاعر از توان تابآوری خود در برابر جفای معشوق خبر میدهد و میگوید که با وجود تمام دردها و رنجها از عشقش دست نمیکشد. در انتها، او احساس ضعف و شکستهقلبی را به تصویر میکشد و خود را در وضعیت ناامیدی وصف میکند.
هوش مصنوعی: نه میتوانم از عشق تو روی بگردانم، و نه میتوانم به قدری در این عشق غرق شوم که احساس کنم از حقیقت زندگی دور شدهام.
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را در جستجوی تو فدای میکنم، تا شاید تو را پیدا کنم، اما هرگز نمیتوانم.
هوش مصنوعی: به خاطر فریادهایی که از دل برای تو سر میزنم، هر جایی که به عبادت میروم، مانند آتشکدهای شده که از ناراحتی و دلتنگی سینهام شعلهور است.
هوش مصنوعی: من به خاطر عطر وجود تو مانند بادی هستم که به تو میوزد و برای حفظ یاد تو، خواب را برای خود به عنوان دشمن میدانم.
هوش مصنوعی: اگر در دل میخواهی بر من حکم کنی، این را بدان که من نمیتوانم زجر و آزار تو را تحمل کنم. پس دست از اذیت و بیرحمی بردار، زیرا من طاقت این خسارت را ندارم.
هوش مصنوعی: نمیتوانم به تو بپیوندم، زیرا ناچار از دل شکستهای هستم که مانند دل خاقانی زخمها و ناامیدیهای زیادی دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین نه در سفر آشفته تر ز سیلابم
که در وطن همه سر گشته تر ز گردابم
چرا فریب شراب هوس خورم که چو شمع
تمام عمر بیکقطره آب سیرابم
ز سر نهادن و از سر گذشتن است سجود
[...]
به توبه راهنمون گشت باده نابم
کمند دولت بیدار شد رگ خوابم
مرا به گوشه ظلمت سرای خود ببرید
که زخم دیده نمکسود شد ز مهتابم
به پای خم برسانید سجده ای از من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.