فروغ جمالت نظر برنتابد
صفات خیالت خبر برنتابد
به کوی تو از زحمت عاشقانت
نسیم سحرگه گذر برنتابد
به بازار تو مشتری بیبصر بِه
که جانان خریدن بصر برنتابد
بلائی که از عشقت آمد به رویم
قضا برنگیرد، قدَر برنتابد
به هر زشتی از عشق تو برنگردم
که از عشق خوبان حذر برنتابد
بر آنی که خونم بریزی و سهل است
چه عاشق بود کاینقدر برنتابد
مکن هیچ تقصیر در کشتن من
که کار عزیزان خطر برنتابد
به بوسه لبت را کند رنجه نینی
که درد سر او مگر برنتابد
به کامت ز تنگی سخن در نگنجد
میان تو جان را کمر برنتابد
به جان و سر تو که خاقانی از تو
به جان گر کنی حکم سر برنتابد
سگ توست خاقانی اینک به داغت
چنان دان که داغ دگر برنتابد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند از زیبایی و تاثیر عشق او کاسته شود. او در وصف احساسات عاشقانهاش مینویسد که حتی درد و رنج ناشی از عشق نیز نمیتواند او را از عشق بازدارد. شاعر از درد و ناتوانی ناشی از وابستگی به معشوق سخن میگوید و به نوعی فراخوانی برای عدم تقصیر در کشتن احساسش به معشوق دارد. او به شکلی عمیق و احساسی از ارتباطش با معشوق میگوید و به این نکته اشاره میکند که هیچ بلایی نمیتواند او را از راه عشق منحرف کند و در نهایت خود را خدمتگزار آن عشق میداند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو چنان درخشان است که چشم نمیتواند آن را تحمل کند و ویژگیهای خیالت هم آنقدر جذاب است که هیچکس نمیتواند از آن بیخبر بماند.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به دلیل زحمتی که عاشقان برای تو کشیدهاند، جرأت نمیکند به کوی تو بیاید.
هوش مصنوعی: بهتر است برای خریدن محبوب، کسی را به بازار بفرستیم که بینا باشد، چون عشق و زیبایی را نمیتوان با نادانی و بدون درک دریافت.
هوش مصنوعی: بلا و سختیای که به خاطر عشق تو بر من آمده، تقدیر و سرنوشت نمیتواند آن را از من بگیرد و تحمل نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: من به هیچوجه از عشق تو دور نخواهم شد، حتی اگر هر زشتی را تجربه کنم؛ زیرا عشق به خوبان هرگز من را متوقف نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر قلبت را بشکنی و به راحتی خون من را بریزی، چه عشق و چه احساسی میتواند وجود داشته باشد که اینقدر تحمل کند؟
هوش مصنوعی: هرگز در کشتن من کوتاهی نکن، زیرا عزیزان نمیتوانند خطر را تحمل کنند.
هوش مصنوعی: به خاطر بوسه لبهایت، او را نمیکشد، زیرا درد سر او را نمیتواند تحمل کند.
هوش مصنوعی: به خاطر محدودیتهای سخن، نمیتوانم تمامی احساسات و عواطف تو را به خوبی بیان کنم. جانم طاقت این وزن و فشار را ندارد.
هوش مصنوعی: اگر تو به جان و سر من دستوری صادر کنی، خاقانی تحمل آن را نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به این که حال و روز خاقانی به قدری دردناک و تلخ است که مانند سگی وفادار به صاحبش، با دلی پر از غم و اندوه نسبت به او وفادار مانده است. به او هشدار داده میشود که دیگر نمیتواند تحمل درد یا غم جدیدی را داشته باشد. در واقع، او به شدت تحت فشار و رنج قرار دارد و در این وضعیت، بر او لازم است که از هر گونه داغ و غمی جدید پرهیز کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.