صورت نمیبندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
کام من اندر دل شکست امید در جان نشکند
از خام کاری خوی او افغان کنم در کوی او
گر شحنهٔ بدگوی او در حلقم افغان نشکند
گفتار من باد آیدش، خون ریختن داد آیدش
گر رنج من یاد آیدش عهد من آسان نشکند
تا هجر او سوزد جگر از صبر چون سازم سپر
دانی که دانم این قدر کز موم سندان نشکند
زد نوک ناوک بر دلم تا خسته شد یک سر دلم
هم راضیم گر در دلم سرهای پیکان نشکند
آن را که در کار آورد کارش ز رونق چون برد
کان کو به جان گوهر خرد حالی به دندان نشکند
زان غمزهٔ کافر نشان ای شاه شروان الامان
آری سپاه کافران جز شاه شروان نشکند
خاقانی ار خود سنجر است در پیش زلفش چاکر است
گر صبر او صد لشکر است الا به مژگان نشکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قصیده به ستایش شروان شاه میپردازد و به جوانمردی و وفاداری او اشاره میکند. او از مشکلات و رنجهای دل خود میگوید و اینکه هیچ چیز نمیتواند عهد و پیمانش را بشکند. همچنین شاعر از تیرهای عشق و غمزههای شاه سخن میگوید و تأکید میکند که عشق شروان شاه میتواند دشمنان را به زانو درآورد. در نهایت، خاقانی خود را در برابر محبت و زیبایی شاه، همچون یک خدمتیگذار میبیند که هیچ گونه غیبت و نشکستنی در مقابل او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من هرگز نمیتوانم خود را به نمایش بگذارم و به خیال خودم لبخندی بزنم، زیرا آن محبوب شاداب و سرزنده، عهد و پیمانش را نمیشکند. آرزویم در دل شکسته و امیدم در جانم از بین نمیرود.
هوش مصنوعی: من از نادانی و سادگی خود در برابر چهرهاش ناله میکنم، اگرچه حتی اگر نگهبان بدگو و بدبین او هم در برابر من باشد، هیچگاه نمیتواند صدای نالم را خاموش کند.
هوش مصنوعی: اگر سخنان من برای او ناپدید شود و او نسبت به خونی که ریخته میشود بیتفاوت باشد، تنها یادآوری رنجهای من میتواند او را به فکر فرو ببرد و این است که عهد و پیمان من به آسانی شکسته نخواهد شد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوری او دلم را بسوزاند، چگونه میتوانم به احساساتم مقاومت کنم؟ میدانم که میتوانم تحمل کنم، زیرا میدانم که مانند موم در برابر گرما و فشار نمیشکنم.
هوش مصنوعی: تا وقتی که عشق مرا خسته نکرده بود، با تیر محبت تو دلم را نشانه گرفت. حالا اگر هم دلم آسیب ببیند، راضیام، چون احساساتم را در این راه خرج کردهام.
هوش مصنوعی: اگر کسی از دانش و خرد خود در زندگی به درستی استفاده کند و به کار گیرد، هرگز اجازه نخواهد داد که مشکلات یا چالشها او را بشکند و به راحتی ادامه خواهد داد.
هوش مصنوعی: از آن نگاه فریبنده و نازک به تو، ای شاه شروان، نجاتم را طلب میکنم. بدان که هیچ نیرویی جز شاه شروان نمیتواند لشکر کافران را شکسته و نابود کند.
هوش مصنوعی: اگر خاقانی مانند سنجر (شاه) باشد، در برابر زلف او همچون یک خدمتکار است. حتی اگر صبر او به اندازهٔ صد لشکر باشد، نمیتواند از قدرت مژگان او فرار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.