بس بس ای طالع خاقانی چند
چند چندش به بلا داری بند
جو به جو راز دلش دانستی
که به یک نان جوین شد خرسند
مدوانش که دوانیدن تو
مرکب عزم وی از پای فکند
مرغ را چون بدوانند نخست
بکشندش ز پی دفع گزند
به ازو مرغ نداری، مدوان
ور دوانیدی کشتن مپسند
کس ندیده است نمد زینش خشک
سست شد لاشه به جاییش ببند
مچشانش به تموز آب سقر
مفشان بر سر آتش چو سپند
فصل با حورا، آهنگ به شام
وصل با حوران خوشتر به خجند
هم توانیش به تبریز نشاند
هم توانیش ز شروان بر کند
طفلخو گشت میازارش بیش
بر چنین طفل مزن بانگ بلند
دایگی کن به نوازش که نزاد
پانصد هجرت ازو به فرزند
نیست جز اشک کسش هم زانو
نیست جز سایه کسش هم پیوند
حکم حق رانش چون قاضی خوی
نطق دستانش چون پیر مرند
از برون در خوی خوییش مدار
وز درونش دل مجروح مرند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قصیده به سرنوشت خود و بلایای زندگی میپردازد و از طالع بد خود گلهمند است. او به راز دل خود اشاره میکند که با کمترین چیزها خوشحال میشود و به مشکلات و سختیهای زمان اشاره میکند. در ادامه، شاعر به تصویرسازی از پرندهای میپردازد که در تلاش برای فرار از خطر است، اما دچار مشکلات و مرگ میشود. او همچنین به شرایطی از حیات بشر و نوزادان اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که در زندگی مشکلات و اشکهایی وجود دارد و هیچکس به تنهایی نمیتواند از آنها فرار کند. در نهایت، شاعر به اهمیت همدلی و حمایت از یکدیگر تأکید دارد و از درون جراحات قلبی خود سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای سرنوشت خاقانی، چرا این همه بلا و سختی را برای من رقم زدهای؟
هوش مصنوعی: او به خوبی میدانست که دلش چه میخواهد و با یک نان جو هم راضی و خوشحال میشود.
هوش مصنوعی: مدوانش که تند و سریع حرکت کنی؛ چرا که این کار میتواند عزم و اراده او را از ادامهی مسیر بازدارد.
هوش مصنوعی: زمانی که مرغ را میدوانند، ابتدا باید آن را بکشند تا از خطر و آسیب در امان باشد.
هوش مصنوعی: بهتر است که از او مرغی نداشته باشی، و اگر دوید، این را نپسند که او را بکشی.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمد نداشتهای را نمیبیند که از خشکی و سستی آن لاشهاش را بر جای دیگر ببندند.
هوش مصنوعی: دست او را در گرمای تابستان به آتش نیفتان، مانند چوبی که در آتش شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: بهار با زیباییها و لذتهایش، ارتباط با شهر شام را جذابتر میکند و دیدار با حوریان بهشتی، خوشایندتر از هر چیز دیگری در خجند است.
هوش مصنوعی: هم میتواند کسی را به تبریز ببرد و هم میتواند او را از شروان دور کند.
هوش مصنوعی: کودک را بیش از این آزار نده و به او فریاد نزن.
هوش مصنوعی: به آرامی و محبت با او رفتار کن، زیرا این رفتار میتواند باعث رشد و پرورش نسلهای آینده شود و تاثیر زیادی بر روی آنان بگذارد.
هوش مصنوعی: هیچ کسی نیست که در این دنیا همراه او باشد، فقط اشک وجود دارد و همچنین هیچ سایهای نیست که به دیگری وابسته باشد.
هوش مصنوعی: حکمت و داوری خداوند مانند قاضی با انصاف است و توانایی بیان و گفتار او به مانند تجربه و دانایی یک شخص پیر و با فهم است.
هوش مصنوعی: به ظاهر آدمها توجه نکن و از وضعیت درونی آنها که ممکن است آزاردهنده باشد، غافل نشو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صَرصَر هجر تو، ای سرو بلند
ریشهٔ عمر من از بیخ بکند
پس چرا بستهٔ اویم همه عمر؟
اگر آن زلف دوتا نیست کمند
به یکی جان نتوان کرد سؤال
[...]
چون فال زنان ناخردمند
گرد آورده ست مهره ای چند
ای در اسباب جهان پای تو بند
مانده از راه بدین سلسله چند
خوش هراتیست حزینم مپسند
طرفه فصلیست بزن راهی چند
بر همه درس توکل می کند
در هوا او پشه را رگ می زند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.