نخستم دل بدام اندر کشیدی
پس آنگاهم قلم بر سر کشیدی
به دست عشق رخت صبر من پاک
ز کوی عافیت بر در کشیدی
چو گفتم یک نظر در کار من کن
ز غمزه در رخم خنجر کشیدی
به قصد جان چون من ناتوانی
ز روم و هند و چین لشکر کشیدی
ز اشک اهل من بر چهرۀ زرد
معصفر بر کنار زر کشیدی
چو بُد در دفتر عشّاق نامم
به یک ره خط بر آن دفتر کشیدی
دل مسکین به زنهار تو آمد
شدی زنجیر زلفش در کشیدی
پراکنده همه غمهای عالم
ز بهر من به یکدیگر کشیدی
اگرچه آستین بر من فشاندی
وگرچه دامن از من در کشیدی
نخواهد شد ز یارم آنکه با من
شبی تا صبحدم ساغر کشیدی
ترا من چون کله بر سر نشاندم
مرا تو چون قبا در بر کشیدی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تأثیر و تسلط عشق بر زندگی خود میگوید. او ابتدا در دام عشق گرفتار میشود و سپس این احساسات عمیق را به صورت نوعی تسلط و قدرت عشق بر خود وصف میکند. با اشاره به درد و رنج ناشی از جدایی و غم، شاعر از کمرنگ شدن آرامش و عافیت خود صحبت میکند و به تمایلات مخرب عشق اشاره میکند. او به زنجیری شدن دلش و پراکندگی غمهای عالم در خاطر خود اشاره میکند و در نهایت به ناتوانی در برابر این عشق و تسلیم در برابر کشش آن اعتراف میکند. وی همچنین به نزدیک بودن دوطرفه این رابطه، که در آن هم معشوق و هم عاشق در درد هم شراکت دارند، میپردازد.
هوش مصنوعی: نخست، دل مرا فریب دادی و به دام انداختی، سپس به نظر میرسد که بر سرم قلم کشیدی.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شد که صبر و تحمل من از بین برود و در و دیوار آرامش را به خاطر تو ترک کنم.
هوش مصنوعی: زمانی که از تو خواستم یک نگاهی به حال و وضع من بیندازی، در جواب با نگاهی پر التهاب و تهدیدآمیز مانند خنجر به من حمله کردی.
هوش مصنوعی: با هدف جنگ و نبرد، تو که همچون من ناتوانی، از سرزمینهای روم، هند و چین نیرو جمع کردی.
هوش مصنوعی: از اشکهای اهل من که بر صورت زرد معصفر ریخته شده، تو بر کنار طلا کشیدهای.
هوش مصنوعی: وقتی که نام بدی در دفتر عاشقان دیدی، یک خط بر آن دفتر کشیدی.
هوش مصنوعی: دل ضعیف و بیپناه من به خاطر تو به درد آمده است، تو با زلفهای پیچیدهات او را در بند و زنجیر کشیدهای.
هوش مصنوعی: تمام غمها و اندوههای جهان را به خاطر من گرد هم آوردی تا همگی در یک جا تجمع کنند.
هوش مصنوعی: با اینکه تو به من بیاعتنایی کردی و مرا از خود دور کردی،
هوش مصنوعی: دوست من هرگز به من نخواهد پیوست، حتی اگر شب تا صبح با هم نوشیدنی بنوشیم.
هوش مصنوعی: من تو را چون کلاه بر سر خود گذاشتم و تو مرا مانند قبا در آغوش گرفتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
سر خورشید در چنبر کشیدی
همه خطهای خوبان جهان را
به خط خود قلم بر سر کشیدی
کنار نسترن پر سبزه کردی
[...]
چو شب روی از ولایت در کشیدی
سپاه روز رایت بر کشیدی
گهی بیخود شرابی درکشیدی
گهی بانگ ربابی برکشیدی
خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
سر خورشید در چنبر کشیدی
همه خطهای خوبان جهانرا
بخطّ خود قلم بر سر کشیدی
شکستی پشت سنبل را بدین خط
[...]
به حیلتها به دامم در کشیدی
چو پایم بسته دیدی سر کشیدی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.