گنجور

 
جویای تبریزی

آشنا خواهد شدن ما و ترا دل‌ها به هم

نسبتی دارند آخر شیشه و خارا به هم

نوبهاران هرکجا می‌کشی در پرده است

بسته ابر از هر طرف امروز دامن‌ها به هم

کفر و ایمان پیش سعت مشربان باشد یکی

می‌رسند این هر دو راه آخر در این صحرا به هم

او به حال من بگرید خون و من بر حال دل

چون فتد در مجلسی چشم من و مینا به هم

تا کجا کس بوسه بر خاک سر کویت زند

بعد از این خواهیم زد ما و تو استغنا به هم

معنی نور علی نور از دو سو گردد عیان

عکس اندازند اگر آیینهٔ دل‌ها به هم

دل به طوفان محبت داده جویا آگهست

نسبت نزدیک چشم ما و دریا را به هم

 
 
نسکبان اندروید
نورس دماوندی

ریخت لخت دل زدم تا چشم خون پالا به هم

پر شود ساحل ز ماهی چون خورد دریا به هم

دم به خون ریزی چو مژگان تیغ ابرویش زند

همزمان گشتند در قتلم دو بی پروا به هم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نورس دماوندی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه