چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
زچشم اشک بعینه ستاره افتاده است
زبان سرمهٔ دنباله دار می گوید
سیاه مستی چشمش گذاره افتاده است
مرا ز دیدن صبح دوباره شد روشن
که چرخ را نفسش در شماره افتاده است
زجوش موج طراوت ترا زلجهٔ حسن
بهار عنبر خط بر کناره افتاده است
سزد ز خویش چو شبنم روم به بال نگاه
مرا که بر تو گذار نظاره افتاده است
ترا دلیل به بیچارگی دل جویا
همین بس است که در فکر چاره افتاده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذبه محبوب خود میپردازد و احساسات عمیق عاشقانهاش را بیان میکند. او از تاثیر چشمان درخشان و میکدهوار محبوب بر دل خود صحبت کرده و میگوید که این زیبایی، او را به وجد آورده و عشقش را تشدید کرده است. شاعر اشاره میکند که به خاطر این عشق، حالتی از بیقراری و بیچارگی در دلش شکل گرفته و در جستجوی راهحلی برای این عشق آتشین است. در نهایت، شاعر به چگونگی شور و شوقی که ناشی از دیدار محبوبش است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به عشق تو گرفتار شده، اشکهایم به مانند ستارههایی در چشمانم میدرخشند.
هوش مصنوعی: زبان مانند سرمهای است که به دنبالهاش میکشد و میگوید محبوبش چشمی تاریک و مست دارد که در آن رویایی به وقوع پیوسته است.
هوش مصنوعی: وقتی صبح را دیدم، همهچیز برایم روشن و واضح شد، چرا که به نظر میرسد حرکت زمان به پایان رسیده و نفس چرخ روزگار به شماره افتاده است.
هوش مصنوعی: از حرکت موج، تازگی تو به زیبایی بهار شبیه است که مانند بخار عطر بر لب ساحل نشسته است.
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که اگر مانند شبنم از خودم جدا شوم، سزاوار است که به چشمان تو نگاه کنم، زیرا نگاه من به تو افتاده است و بر تو مینگرم.
هوش مصنوعی: تنها دلیل بر ناچاری و درماندگی دل تو این است که به فکر پیدا کردن راه حلی افتاده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.