ای رخ تو جنت اهل یقین
لعل تو سرچشمه ماء معین
پرده زلفت ز رخ افتاد دور
«ازلفت الجنة للمتقین »
متقی آنست که دامان دل
شست ز آلودگی کبر و کین
صیقلی عشق ز جانش زدود
زنگ تصاریف شهور و سنین
رخت به منزلگه اطلاق برد
رست ز قید خرد و عقل و دین
جسم تو جامی ز عجم مستمد
آمد و جانت ز عرب مستعین
جسم بهل جان شو و اسرار عشق
قل بلسان عربی مبین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش محبوب خود میپردازد و او را به عنوان جنت اهل یقین توصیف میکند. ویژگیهای زیبایی همچون لعل و زلف محبوب به تصویر کشیده شده و اشاره میشود که متقی کسی است که دل خود را از آلودگیها پاک کرده و عشق را به جان خود مینشیند. در این مسیر، عقل و دین به دور افکنده میشوند و دیوانگی عشق بر دل غالب میشود. شاعر به این نتیجه میرسد که عشق حقیقی فراتر از قید و بندهای دنیوی است و وجود محبوبش نه تنها جانش را غنی میکند، بلکه به شناختی عمیق از زیباییهای عشق راه میبرد.
هوش مصنوعی: تو چهرهات بهشتی است که به یقین میتوان به آن اعتماد کرد و لبهایت مانند چشمهای پر آب و گوارا هستند.
هوش مصنوعی: پرده زلفت از صورتت افتاد، بهراستی که بهشت برای پرهیزگاران آماده شده است.
هوش مصنوعی: مردانگی و تقوا به این است که دل خود را از آلودگیهای غرور و دشمنی پاک کنیم.
هوش مصنوعی: عشق به قدری در وجودش تأثیر گذاشته که تمام زنگارهای زمان و تغییرات سالها را از روحش زدوده است.
هوش مصنوعی: او با ورود به خانهی الوهیت، از بند خرد و عقل و دین رهایی یافت.
هوش مصنوعی: بدن تو چون جامی است که از سرزمین عجم گرفته شده و روح تو از عرب الهام گرفته است.
هوش مصنوعی: بدن را رها کن و روح را پرورش ده و رازهای عشق را به زبان عربی به روشنی بیان کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند کنی جای چنین به گزین؟
چون نروی سوی سرائی جز این؟
چند نشینی تو؟ که رفتند پاک
همره و یارانت، هلا برنشین
چند کنی صحبت دنیا طلب؟
[...]
بس که شنیدی صفت روم و چین
خیز و بیا ملک سنایی ببین
تا همه دل بینی بی حرص و بخل
تا همه جان بینی بی کبر و کین
زر نه و کان ملکی زیر دست
[...]
منّت او راست هزار آستین
بر کمر کوه و کلاه زمین
حیف بود سفتن لعلی چنین
جز به ستایشگری رکن دین
آمدهای بیگه خامش مشین
یک قدح مردفکن برگزین
آب روان داد ز چشمه حیات
تا بدمد سبزه ز آب و ز طین
آن می گلگون سوی گلشن کشان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.