در ره تو ز دیده پا کردم
خاک پایت به دیده جا کردم
بستم از هر چه بود چشم امید
پس به روی تو دیده وا کردم
سینه را از خیال غمزه تو
هدف ناوک بلا کردم
هر نمازی که روی در قبله
دور از ابروی تو ادا کردم
چون تو برداشتی ز رخ پرده
پیش ابروی تو قضا کردم
دوش در ترک عشق با جامی
تا دم صبح ماجرا کردم
گفت برخیز کز محالات است
ترک کاری که عمرها کردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و فراق میپردازد و بیان میکند که تمام وجودش را در راه محبوبش فدای او کرده است. او از غمها و آلام عشق سخن میگوید و به یادآوری لحظات ناب عاشقانه میپردازد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که دستکشیدن از عشق برای او غیرممکن و محال است، زیرا زندگیاش صرف رسیدن به این عشق شده است.
هوش مصنوعی: در مسیر تو، چشمانم را به زیر پاهایت میگذارم و خاک پای تو را با اشکهایم مرطوب میکنم.
هوش مصنوعی: از هر چیزی که به آن امید داشتم چشم پوشیدم و حالا تنها به تو نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلربایی تو، قلبم را به هدف تیرهای درد و غم قرار دادم.
هوش مصنوعی: هر نمازی که با روی به قبله و دور از زیبایی تو برپا داشتم، حس و حال خاصی نداشته است.
هوش مصنوعی: وقتی که تو پرده از چهرهات کنار زدی، تقدیر را به خاطر ابروی تو تغییر دادم.
هوش مصنوعی: شب گذشته با یک جام شراب، تا صبح در دنیای عشق و مشکلات آن غرق شدم و وقت گذراندم.
هوش مصنوعی: بگو که بلند شو، چون ترک کردن کاری که سالها بر روی آن زحمت کشیدهام امکانپذیر نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاقبت مملکت رها کردم
خویشی از خانه پادشا کردم
گفت ای شاه من خطا کردم
این ز نسیان نه از رضا کردم
روی در قبله وفا کردم
حق مسجد که بود ادا کردم
کفت هی! هی! عجب خطا کردم
که به این بوالهوس وفا کردم
هجوت ای دزد پربها کردم
دیگرت بر چراغ پا کردم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.