وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکند
دیده را زآب روان و سبزه روشن میکند
خانه دل را که از دود زمستان تیره بود
در حریم بوستان از دیده روزن میکند
همچو نرگس مینهد بر کف به عشرت جام می
پای سرو و سایه گلبن نشیمن میکند
مینشاند گلرخی یا لالهرویی پیش خویش
گردش از گل توده و از لاله خرمن میکند
با سپاه محنت و غم بر سر جنگ است باغ
زاه زره از سبزه و خنجر ز سوسن میکند
مینهد از عنبر تر لاله بر آتش بخور
وز بخورش گل عبیر جیب و دامن میکند
گر صراحی ریخت خون توبه جامی چه باک
هر زمان خون دگر زین سان به گردن میکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زندگی و زیباییهای بهار میپردازد و با تصاویری از گل و بوستان، دل را از غمها و یأسهای زمستانی میرهاند. با اشاره به نرگس و سرو، به خوشیها و لذتهای زندگی تأکید میکند و در عین حال از جنگ با مشکلات و غمها نیز سخن میگوید. وجود صفاتی چون عنبر و گل در توصیف هنر و خوشی، نشان از پیوند عمیق زیبایی و رنج دارد و در نهایت، با اشاره به نوشیدن جام شراب، فلسفهای از توبه و تجربههای زندگی را مطرح میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که گل سرخ است، بهترین موقع برای اینکه چشمانت را از آب روان و سبزههای درخشان دور کنی و به طرف گلها برگردانی.
هوش مصنوعی: دل که در سرمای زمستان تاریک و غمانگیز شده بود، در فضای خوش و زیبا و روشن بوستان، جانی تازه و روشنایی مییابد.
هوش مصنوعی: مانند گل نرگس، جام می را با لذت بر کف دست میگذارد و زیر سایه درخت سرو و در کنار گلها، مکانی برای نشستن فراهم میکند.
هوش مصنوعی: دختری زیبا و گلی را مقابل خود مینشاند و از میان گلها و لالهها برداشت میکند.
هوش مصنوعی: باغ به جنگ و ستیز با مشکلات و غمها رفته است. لباس جنگ او از سبزههاست و شمشیرش از گلهای سوسن ساخته شده است.
هوش مصنوعی: عطر دلانگیز لاله را بر روی آتش میگذارد و از بخار خوشبو آن، گلهای معطر را در جیب و دامنش قرار میدهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی که شراب میریزد، خون توبهاش را در جام بریزد، چه اهمیتی دارد؟ زیرا هر زمان که دوباره مرتکب گناه شود، باز هم این خون بر دوش او خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه عالم روز کین چون قصد دشمن میکند
تیغش از یک تن دو و تیر از دو یک تن میکند
شاه شاهان جهان آنکو به گرز گاوسار
شیرمردان را به گاه حمله چون زن میکند
سرور گردنکشان سلطان نظام ملک و دین
[...]
دیدهها را چهرهٔ گلرنگ گلشن میکند
روی آتشناک، شمع کشته روشن میکند
بیحجابی بر فروغ حسن باد صرصرست
شرم، خوبی را چراغ زیر دامن میکند
خانه چشم زلیخا شد سفید از انتظار
[...]
شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکند
روزنش در خانه، کار چشم دشمن میکند
تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد
آستین بر آتش من کار دامن میکند
کاش در میخانه هم خالی کند پیمانهای
[...]
از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن میکند
از نگاه گرم، شمع کشته روشن میکند
گر به دامانم غباری نیست از خاک رهش
این همه گرمی چرا اشکم به دامن میکند
حسن او از گریهٔ من دارد این رونق، که آب
[...]
موج اشکم ابر را آلوده دامن میکند
شعلة آهم چراغ برق روشن میکند
صحبت رنگین من مشکل که درگیرد به دوست
من به دامن خون دل او گل به دامن میکند
نالهام در سینه میپیچد به یاد روی دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.