ای خسته دل شکسته ما
از طالع ناخجسته ما
جز تیغ تو آرزو ندارد
مرغ دل بال بسته ما
مادام هوس نهادگانیم
تو آهوی دام جسته ما
گفتی ز بنفشه دست بر دست
این سنبل دست بسته ما
در دسته سنبل تو بسته ست
جانهای ز غم نرسته ما
گفتیم چو جام می شکسته ست
دلهای به خون نشسته ما
گفتی جامی درستی دل
این بس که بود شکسته ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و درد دل خود سخن میگوید. او به معشوق خود، که باعث خستگی و شکستهدلیاش شده، اشاره میکند و میگوید که آرزویی جز محبت او ندارد. همچنین احساس میکند که از هوس و آرزوهای ناتمام رنج میبرد و دلش همچون پرندهای در قفس اسیر است. در ادامه، شاعر به غم و اندوهی میپردازد که در دلش نشسته است و از شکسته شدن محبت و دلهای انسانی گلایه میکند. در نهایت، او به این نکته میپردازد که دل خراب و شکسته نیز نیاز به توجه و درمان دارد.
هوش مصنوعی: ای دل غمگین و شکسته، ما از سرنوشت نامناسب خود رنج میبریم.
هوش مصنوعی: دل ما که گرفتار عشق توست، هیچ امید و آرزویی جز زیبایی و محبت تو ندارد.
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکن که ما همیشه به دنبال خواستهها و آرزوهایمان هستیم و تو مثل آهویی هستی که از دامها و مشکلاتی که برای ما به وجود آمده است، فرار کردهای.
هوش مصنوعی: تو گفتی که از بنفشه، دست بر دست این سنبل گذاشتهای، در حالی که ما به حالت دست بستهایم.
هوش مصنوعی: در میان دستههای گل سنبل، جانهای ما به خاطر غم و اندوهی که داریم، در اسارت است و آزادی نیافتهاند.
هوش مصنوعی: گفتیم وقتی که دلهای ما به خاطر شکسته شدن جام می، پر از اندوه و خون است.
هوش مصنوعی: تو گفتی که جامی درست و سالم وجود دارد، اما دل من از عواطف و احساساتش آنقدر آسیب دیده است که نمیتواند آن را حس کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.