ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد
ز دود آه شبگون خیمه بر افلاک خواهم زد
چو آیی از سفر تا گیرمت بی پیرهن در بر
ز شوق تو گریبان تا به دامان چاک خواهم زد
به سر خواهم ز جورت خاک کردن چون کنی جلوه
بدین حیله به چشم اهل غرض را خاک خواهم زد
چو تو زهرم دهی جانا طبیبم گو میا بر سر
که سنگش بی لبت بر حقه تریاک خواهم زد
ز خاشاک است گلبن خرمنی گر با رخت لافد
به جای گل ز آهش شعله در خاشاک خواهم زد
پس از کشتن به خاکم گر سواره بگذری روزی
ز زیر خاک دستت در خم فتراک خواهم زد
چو جامی دفتر نام بتان خواهد ز من نامت
رقم در وی بت خوانخواره بی باک خواهم زد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شدت عشق و غم خود سخن میگوید و ابراز میکند که از درد جدایی و شوق معشوق به شدت رنج میبرد. او در آرزوی دیدار معشوق، آماده است تا همه چیز را فدای آن لحظه کند و برای عشقش هر تلاشی انجام دهد و حتی تا مرز خاک شدن پیش برود. همچنین، بیان میکند که در صورت عدم ملاقات با معشوق، به طور سمبلیک به خاک و خاشاک تبدیل خواهد شد. این عشق و longing او را به انتها میکشاند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند بر زندگی وی تأثیر عمیق بگذارد. در نهایت، از نام معشوق نیز به عنوان ذاتی بیباک و ناپایدار در زندگیاش یاد میکند.
هوش مصنوعی: از شدت اندوه تو، آتشی در جانم شعلهور شده است. میخواهم از داغ این غم، چنان دودی برآمده کنم که خیمهای بر فراز آسمان برپا شود.
هوش مصنوعی: وقتی از سفر برگردی، به خاطر شوقی که به تو دارم، بیپیرهن تو را در آغوش میگیرم و پیراهنم را تا دامان چاک میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم و ستمی که به من کردهای، دلم میخواهد که خودم را از بین ببرم. اما وقتی ببینم که تو با این نیرنگها و فریبها خود را نشان میدهی، به کسانی که به تو سوظن دارند، پاسخ میدهم و ابهام و تاریکی را بر چهرهات میپاشم.
هوش مصنوعی: اگر تو زهر من باشی، ای عزیز، پس باید بگویی که نزد من نیا، زیرا از عشق تو به اندازهای درد میکشم که میخواهم بر زهر تو غلبه کنم و به جای آن یک درمان مؤثر پیدا کنم.
هوش مصنوعی: گلستانی که پر از گل است، از ذرههای خاشاک ساخته شده و اگر در حالی که با زیبایی خود میفخر کنی، به یاد داشته باش که با آه و ناراحتیام، آتش را در همان خاشاک روشن خواهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر روزی با اسب از کنار من که در زیر خاک خوابیدهام بگذری، دستت را به زیر خاک میکشم و تو را به زانو درمیآورم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد که نام معشوقان در یک جام نوشته شود، من نیز نام تو را با جرأت و بدون هیچ شرمی بر آن خواهم نوشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هوایی می رسد کز سر گریبان چاک خواهم زد
کلاه عافیت با سر بهم بر خاک خواهم زد
بر آن گلرخ چو راهم نیست، سوی باغ خواهم شد
به یادش پیش هر سروی گریبان چاک خواهم زد
مرا این بس که بر خاکم سواره بگذری روزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.