جانا چه شد که چنگ جفا ساز کرده ای
ناسازیی چو بخت من آغاز کرده ای
دل را به دام طره طرار بسته ای
جان را شکار غمزه غماز کرده ای
هرگز نکرده ای به نیاز من التفات
ور زانکه کرده ای ز سر ناز کرده ای
مدهوشوار در قدمت سرفکنده ایم
ما را به عشوه مست و سرانداز کرده ای
صد مرده بیش زنده شده ست از لبت چه عیب
گر چون مسیح دعوی اعجاز کرده ای
خون خورده ام بسی چو صراحی که یک دمم
در بزم وصل خویش سرافراز کرده ای
جامی روایح نفست داده بوی گل
هر جا چو غنچه دفتر خود باز کرده ای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد دل و شکایت از معشوق میپردازد که با رفتارهایش محبت و زندگی را تحت تأثیر قرار داده است. او از اینکه معشوق به او توجهی ندارد و به عمد او را در غم و حسرت نگه داشته، گلایه میکند. شاعر احساس میکند که زیبایی و جذبه معشوق نه تنها او را مدهوش کرده، بلکه باعث زنده شدن احساسات زیادی در او شده است. در پایان، شاعر به تاثیر عطر معشوق بر روحش اشاره میکند و با بیان این که نفس او همچون گل خوشبوست، به زیباییهای روحانی معشوق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عزیزم، چه اتفاقی افتاده که در زندگیام نواهای نامهربانی را مینوازی؟ تو به گونهای رفتار میکنی که مانند شانس من، همه چیز به هم ریخته و ناهماهنگ شده است.
هوش مصنوعی: دل را به زیبایی موهای خود گره زدهای و جانم را با چشمان فریبندهات به دام انداختهای.
هوش مصنوعی: هرگز به خواستهها و نیازهای من توجه نکردهای و اگر هم توجهی داشتهای، تنها به دلیل ناز و خودخواهیات بوده است.
هوش مصنوعی: ما در برابر زیبایی تو سر تسلیم فرود آوردهایم و به خاطر عشوههایت دچار مستی و سرخوشی شدهایم.
هوش مصنوعی: از لبت نیکویی و سخنانی میریزد که به اندازهای قدرت دارد که میتواند بسیاری را از غفلت و بیحالی نجات دهد. چه اشکالی دارد اگر تو مانند مسیح، ادعای قدرت و اعجاز کنی، وقتی که این تاثیر را بر دیگران میگذاری؟
هوش مصنوعی: من همچون جامی هستم که بارها از خون خود نوشیدهام و حالا در لحظهای که با محبوبم در جمع پایکوبی هستم، احساس شادمانی و سربلندی میکنم.
هوش مصنوعی: هر جا که تو دفتر خود را باز کردهای، عطر نفس تو مانند بوی گل در فضا منتشر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز این چه فتنه است که آغاز کرده ای
با عاشقان خویش مگر راز کرده ای
با جغد و با عقاب چرا همنفس شدی
از آشیان قدس چو پرواز کرده ای
مرغ دلم ز قید هوا رسته بود لیک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.