ای روی تو اختر جهان تاب
شد تیره شبم ز هجر دریاب
من تاب نیارم از تو توبه
من تاب من الحبیب ما طاب
عمری ست که بر در توام من
یک بار بپرس من علی الباب
خواب اجل از تو غایبم برد
من غاب کما یقال قد خاب
چون چشم تو خوابناک مستی
صاحبنظران ندیده در خواب
زاهد به خیال آن دو ابرو
سربرده فرو به کنج محراب
در وصف رخت ز نظم جامی
از بس که تر است می چکد آب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جدایی و عواطف عاشقانه خود میگوید. او با اشاره به زیبایی معشوق، از درد و رنج هجرانش سخن میگوید و مینویسد که نمیتواند از محبت او دست بردارد. شاعر میگوید که سالها در درگاه عشق او ایستاده و تنها یک بار انتظار دارد که از او بپرسند. همچنین، او اشاره میکند که خوابش از یاد محبوب غایب است و دیگران زیبایی معشوق را در خواب نمیبینند. در نهایت، شاعر با اشاره به شعرش از نقش آب و تر بودن آن، به عمق احساسات و عشقش میپردازد.
هوش مصنوعی: ای چهرهی زیبایت مانند ستارهای در آسمان میدرخشد، شب تاریک من به خاطر دوریات تیره و ناامید شده است. خواهش میکنم از دوریام بگذر و به من نزدیک شو.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از عشق تو فاصله بگیرم، زیرا بیتابی من از دلبرم بسیار شیرینتر است.
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که در جلوی در تو ایستادهام، فقط یک بار از من بپرس که آیا من علی درب هستم؟
هوش مصنوعی: من از خواب مرگ دور شدهام، هرچند که میگویند خوابیدم و به بنبست رسیدم.
هوش مصنوعی: چشم تو حالتی خوابآلود و سرمست دارد که هیچ یک از فلاسفه و صاحبنظران در خواب نیز چنین حالتی را مشاهده نکردهاند.
هوش مصنوعی: زاهد به خاطر زیبایی آن دو ابرو، سر خود را به حالت خضوع در گوشه محراب خم کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیتی که چهرهات دارد، اندک اندک به اندازهای با شکوه است که اشکها و حسرتها بر آن میبارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنجا که دهی ز لطف یک تاب
زر گردد خاک و دُر شود آب
مخدوم بزرگ، صدر منعم
ای پایۀ تو ورای القاب
مظلومم و هیچ یاورم نیست
کار من دلشکسته دریاب
من کد یه کنم به شعر و بخشش
[...]
ما را همه شب نمیبرد خواب
ای خفتهٔ روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردند
وز حِلِّه به کوفه میرود آب
ای سختکمان سستپیمان
[...]
ای جانِ به لب رسیده بشتاب
خود را و مرا به نقد دریاب
دل رفت و تو نیز بر سر پای
اندیشه نمی کنی در این باب
بر نسیه چه اعتبار زنهار
[...]
گریان به زمین فتاد بی تاب
بر خاک، مراغه کرد چون آب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.