کسی کش نیست طاقت کز قبا پیراهنت بیند
کجا تاب آورد کز پیرهن نازک تنت بیند
جفای تو همه با خویش خواهد عاشق بی دل
نمی خواهد که فردا دست کس در دامنت بیند
نبیند سر حسنت را کسی زینسان که من بینم
مگر چون مردم چشم من از چشم منت بیند
نیارد گشت گرد شمع رویت دل چو پروانه
ز بس پروانه جان عاشقان پیرامنت بیند
گر آهو شیوه چشم تو بیند از خدا خواهد
که خود را کشته پیش غمزه صید افکنت بیند
نیاید آشکارا خنده بر لب غنچه را دیگر
اگر دزدیده زیر لب تبسم کردنت بیند
به پای روزنت جامی چه آید بهر نظاره
چو نبود زهره آتش که سوی روزنت بیند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف محبت و زیبایی معشوق میپردازد و میگوید که هیچکس توانایی تحمل دیدن دلبستگی و شگفتی از پیراهن نازک او را ندارد. عشق او چنان عمیق است که تنها از دیده او دیده میشود و دیگران نمیتوانند به آن درک برسند. او همچنین اشاره میکند که دل عاشقان مانند پروانهای است که به دور شمع زیبایی معشوق پرواز میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زیبایی و عشق معشوق باعث میشود دلها را تحت تأثیر قرار دهد و زندگی را پر از احساسات عمیق کند.
هوش مصنوعی: هیچ کس تاب دیدن زیبایی و لطافت پیراهن تو را ندارد، زیرا نازکی و زیبایی پوست لطیف تو را هم نمیتواند تحمل کند.
هوش مصنوعی: خودت به خودت آسیب میزنی، چون عاشق بیدل نمیخواهد که فردا کسی دستش را به سمت تو دراز کند.
هوش مصنوعی: کسی جز من زیبایی تو را به این شکل نمیبیند، مگر اینکه چشمانش مانند من از عشق و انتظار پر باشد.
هوش مصنوعی: دل عاشقان همچون پروانهای است که دور شمع رویت میچرخد و به خاطر عشق و کشش تو، هر کدام از آنها در کنار تو حضور دارند.
هوش مصنوعی: اگر آهو زیبایی چشمان تو را ببیند، از خدا میخواهد که خود را قربانی کند تا در دام نگاه تو بیفتد.
هوش مصنوعی: اگر غنچهای خنده بر لبانش نیاورد، اما اگر زیر لب تبسمی کرد، کسی آن را نخواهد دید.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به تماشای زیباییها بیایی، آنگاه چه فایدهای دارد که بگویی میخواهی به آنها نگاه کنی؟ وقتی که شجاعت و جرات دیدن ندارید، چه فایدهای برایت دارد که بخواهی به زیباییها بنگری؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
بیاید کاشکی در روزن چشم منت بیند
سمن را رعشه درتابد که از باد سحرگاهی
براندام چو گل لرزیدن پیراهنت بیند
در آغوش خیالت جذبهای میخواهد این مخمور
[...]
کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
چه خواهد کرد اگر شب دست من در گردنت بیند؟!
شهید عشق، وقتی دامنت گیرد، که در محشر
نشانی جز نشان خون خود بر دامنت بیند
چه میپرسی زمن، کز دوست ای همدم چها دیدی؟!
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.