جز سر کویش من آواره را مسکن مباد
بلبل بی خان و مان را جای جز گلشن مباد
بر درش شبها سگان را جا و من محروم ازان
وه چه روز است این که دارم سگ به روز من مباد
دیگران را دیده روشن گرچه از مردم بود
جز به روی آن پریرو چشم من روشن مباد
گرچه هر دم خاک گردد در رهش صد جان پاک
هیچ گه زین رهگذر گردی بر آن دامن مباد
صد بلا گر پیش پیش آید به هر گامی مرا
هرگزم از کوی عشقش روی برگشتن مباد
گر سگانش را خلد خاری به پا از بهر آن
غیر نوک نشتر مژگان من سوزن مباد
گر بود روزی معاذالله که نتوان دیدنش
جامی بیچاره را آن روز جان در تن مباد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که هیچ جایی جز کنار او را نمیخواهد. او با احساس غم و آوارگی، بلبل بیخانمان را به تصویر میکشد که تنها گلشن میتواند مأمنش باشد. شاعر آرزو میکند که زندگیاش هیچگاه بدون حضور معشوق رقم نخورد و برغم مشکلات و سختیها، هرگز از راه عشق دور نشود. او حتی در مواجهه با درد و سختیها، رضایت ندارد که از عشق خود دست بکشد و به از دست دادن او به شدت نگران است. در پایان شاعر میگوید که اگر روزی نتواند معشوق را ببیند، آرزو دارد که در آن روز جانش از تنش جدا شود.
هوش مصنوعی: به جز در کنار تو، هیچ جا برای آوارهام مکانی نباشد. بلبل بیخانمان را هم جایی بهتر از باغ گل نباشد.
هوش مصنوعی: در شبها، سگها در کنار در خانهاش جا دارند و من از آن مکان محرومم. ای کاش روزی که دارم را با این وضعیت مقایسه نکرده و بدانم باید چه حسی داشته باشم.
هوش مصنوعی: دیگران را میبینم که روشن و خوشحال به نظر میرسند، اما برای من که فقط به چهره آن معشوقه زیبا نگاه میکنم، روشنایی آنها هیچ اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: با اینکه در هر لحظه جانهای پاک زیادی به خاطر او در خاک فنا میشوند، اما امیدوارم که تو هرگز از این مسیر به سمت او دور نشوی.
هوش مصنوعی: هرچند مشکلات و سختیها در هر قدم به سراغم بیایند، هرگز از مسیر عشق او عقبنشینی نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر سگان او بر سر گلزار، خار و خاشاکی را به پا کنند، در برابر آن، تیغ و نازکی مژگان من حقیر و ناچیز است.
هوش مصنوعی: اگر روزی پیش آید که نتوانم او را ببینم، حتی یک لیوان بیچاره هم در آن روز برایم ارزش نخواهد داشت و جانم در بدن نخواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد
غیر داغ حسرتش تا بام آن روزن مباد
عاشق روی بتان یا رب مبادا هیچکس
ورکسی عاشق شود یارا به سان من مباد
کرده از تیرجفا هر لحظه چاکی در دلم
[...]
هیچ سربی طوق فرمان تو در گردن مباد
بی چراغ دولتت شمع فلک روشن مباد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.