برکش ای صوفی ز سر این خرقه سالوس را
جام می بستان و بشکن شیشه ناموس را
کاسه می خور که خواهد کاسه سر خاک خورد
بود نقش کاسه زر این سخن کاووس را
حسن رعنایان ز جعد عنبرافشان جلوه یافت
زیب و فر آری ز پر خود بود طاووس را
رنج بی حاصل مبین در نبض عاشق ای طبیب
نیست دستی بر مریض عشق جالینوس را
چند تابد مه فراز چرخ بنما روی خویش
برفروز از نو چراغی این کهن فانوس را
صیت عشقت کی نهان ماند که ما سوداییان
بر سر بازار رسوایی زدیم این کوس را
دستبوس دوست جامی برنمی آید ز دست
پای در راه طلب نه دولت پابوس را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با زبان تمثیلی به دعوت صوفی برای رهایی از ظواهر و دنیاگرایی میپردازد و او را به نوشیدن جام می تشویق میکند. شاعر به زیباییها و جذابیتهای عشق اشاره میکند و میگوید که رنج عشق بینتیجه است. همچنین از شفافیت عشق و اشتیاق به آن سخن میگوید و به رسواییهای ناشی از عشق اشاره میکند. در پایان، شاعر بیان میکند که محبت واقعی نمیتواند به سادگی به دست آید و تنها افراد با اراده و جستجوگر میتوانند به آن دست یابند.
هوش مصنوعی: ای صوفی، این لباس دروغین را کنار بگذار و از می بگیر تا می شانی که سنت را بشکنی.
هوش مصنوعی: بنوش و لذت ببر، زیرا در نهایت همه ما به خاک میرویم و از زندگی چیزی جز یادگارهایمان باقی نمیماند. این گفته از یک شخصیت حکیمانه است که به ارزش زندگی و لحظات خوش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: زیبایی و جلوهٔ دلفریب جوانان زیبا بهگونهای است که مانند طاووس است. زیبایی چون جعد و چین و شکن موهای آنان هر لحظه نمایان میشود و این زیبایی از خود آنان سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: ای پزشک، درد بیفایدهی عاشق را نبین! در عشق، دستی بر زخمهای این مریض وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تعدادی از شبها که ماه در آسمان میتابد، چهرهی خود را نمایان کن و دوباره نوری تازه در این چراغ کهنه بر افراز.
هوش مصنوعی: نام عشق تو چگونه میتواند پنهان بماند؟ ما دیوانگان در میان بازار رسوایی، صدای عشق تو را سر دادهایم.
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال دوست و معشوقش است، نمیتواند به راحتی از او خواستهای داشته باشد؛ زیرا در این مسیر، تنها با تواضع و خضوع میتوان به او نزدیک شد و کسی که به دنبال مقام و منزلت باشد، شاید نتواند به آنچه میخواهد برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در گریبان ریز ساغر زاهد سالوس را
تا بسوزد ز آتش می خرقه ناموس را
خسته دل را دمی جانبخش می باید طبیب
عیسیی جو کین کرامت نیست جالینوس را
چون گدایانم بهل کز دور می بوسم زمین
[...]
نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را
زخمیِ دندان کند لعلت لبِ افسوس را
ناله و افغانِ من از لنگرِ تمکینِ اوست
بت ز خاموشی به فریاد آورد ناقوس را
خط چنین گر تنگ سازد بر دهانش جای بوس
[...]
گر دلم نالان شد از دست بتان، عیبش مکن
کاوش ناحق، به فریاد آورد ناقوس را
همچو شبنم، آب می گردم ز تاب عارضش
تا ز گلبرگ لب او می ربایم بوس را
دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را
ره مده در بزم رندان زاهد سالوس را
در حقیقت این خود آرایان گرفتار خودند
حسن خط و خال بس باشد قفس طاووس را
جوش شوخی معنی آزرم از یاد تو برد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.