تا دلم را پا در آن کو بسته شد
راه رفتارم ز هر سو بسته شد
ناقه عزم جهان پیمای را
بر سر آن کوی زانو بسته شد
بهر چشم بد دل من پر دعا
همچو تعویذش به بازو بسته شد
آن میان آمد چو مویم در خیال
رشته جانم به آن مو بسته شد
شیشه دل را به فکر قامتش
در درون صد نخل دلجو بسته شد
چشم من ناید به هم شبها مگر
نوک مژگانم به ابرو بسته شد
از سخن جامی چه لافد کش زبان
پیش آن لعل سخنگو بسته شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلبستگیاش اشاره میکند و میگوید که دلش به کوی محبوب بسته شده و در این راه، تمام رفتار و عزم او تحت تأثیر این عشق قرار گرفته است. او به قدرت و تأثیر چشمان محبوبش اشاره میکند که هر شب خواب را از او میگیرد و تمام این احساسات و افکارش به خاطر جاذبه و زیبایی معشوقش است. در نهایت، شاعر احساس میکند که زبانش در برابر وصف محبوب به بند کشیده شده است و نمیتواند جز عشق و ستایش از او سخن بگوید.
هوش مصنوعی: وقتی قلبم در آن عشق محصور شد، تمام راههای عمل و رفتارم به سمتهای مختلف بسته شد.
هوش مصنوعی: شتر با ارادهای قوی و عزم راسخ، در آن کوی خاص زانو زده است.
هوش مصنوعی: برای چشمان حسود و بدخواه من، با دعا و نذر، همچون یک تعویذ به دستانم بسته شده است.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که مویم در خیال او میآید، زندگی و جانم به آن مو گره خورده است.
هوش مصنوعی: دل شیشهای انسان به خاطر زیبایی و جذابیت قامت او، به شادی و شوقی درونی مشغول شده است و تحت تأثیر آن احساسات عمیق و دلچسبی را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: چشمانم نمیتواند به خواب برود مگر اینکه نوک مژگانم روی ابروهایم بیفتد.
هوش مصنوعی: از حرفها و ادعاهای من چه ارزشی دارد، وقتی زبانم در برابر زیبایی و دلنشینی کلام او بند آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.