آمد خزان عمر و مرا گونه زرد کرد
بر خاطرم هوای گل و سبزه سرد کرد
آسودگی به خواب ندید آن که تکیه گاه
از گرد بالش فلک تیز گرد کرد
غره مشو که خواجه به نیکی ستایدت
بدمردی زمانه تو را نیک مرد کرد
فرد است یار و میل دلش هست سوی فرد
خوش آن که خاطر از همه اغیار فرد کرد
زان آفتاب بهره جز آن گرمرو نیافت
کو بارگی ز همت گردون نورد کرد
گر کرد خون دلم چو زبان از سخن ببست
با او که را مجال سخن هر چه کرد کرد
جامی چو نیست معنی رنگین حسود را
تذهیب شعر خود به زر و لاجورد کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در گذر عمر و تأثیر آن بر زندگی و احساساتش میپردازد. او از زردی چهرهاش در نتیجه گذشت زمان و خزان عمر سخن میگوید، و به یاد روزهای شاداب و سرسبز میافتد. همچنین به این نکته اشاره میکند که تنها کسی که در زندگی آرامش ندارد، کسی است که به مسائل دنیوی وابسته است. شاعر هشدار میدهد که نباید به مدح و ستایش دیگران مغرور شد، و در نهایت، به دشواریهای زندگی و بیوفایی دوستان نیز اشاره میکند. غزل به اندوه و ناامیدی از زیباییهای گذرا و زمانهای ظلمانی میانجامد.
هوش مصنوعی: زمان پیری و تنهایی به سراغ من آمده و صورتم را زرد کرده است. یاد گلها و چمنها حالا برایم دلگیر و سرد شده است.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند آرامش خواب را تجربه کند، اگر تکیهگاهی که بر آن استراحت میکند، به شدت در حال چرخش و ناپایدار باشد.
هوش مصنوعی: به خود مغرور نشو که اگر کسی تو را به خوبی ستایش کند، این به خاطر این است که سختیهای زندگی تو را به انسان بهتری تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: تنها یک نفر یار است و دلش به سوی او متمایل است. خوشا به حال کسی که توانسته از همه بیگانگان دل بردارد و فقط به آن یک نفر فکر کند.
هوش مصنوعی: از آن خورشید، تنها کسی که عرصه قدرت را به دست آورد، کسی است که به خاطر تلاش و ارادهاش به اوج رسید.
هوش مصنوعی: اگر دل من از درد گلویم به خون بیفتد و زبانم در سخن گفتن قفل شود، با او که حق سخن گفتن ندارم، هرچه خواسته انجام داده است.
هوش مصنوعی: اگر جمال و زیبایی وجود نداشته باشد، حسودان و بدخواهان تلاش میکنند تا با تزیینات و زیورهای زبانی، شعر و کلام خود را جلوه دهند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاها حسام تو همه ناورد ورد کرد
جان عدو چو باد جهان گرد گرد کرد
از خونش کرد سرخ تن خاک تیره را
خون خواست روی آنکه نیازرد زرد کرد
بر جان خویش هرکه نخورده است زینهار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.