گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

خطت تا بر گل از عنبر نوشته‌ست

غمت بر من خطی دیگر نوشته‌ست

مگر بیداد تو دل را خوش آمد

که بر رویم به آب زر نوشته‌ست

دمیده گرد لعلت سنبل سبز

زمرد بر عقیق تر نوشته‌ست

ز بهر چشم بیمارت مگر زلف

فسون تب به شکر برنوشته‌ست

هنوز از عشق تو دل یک ورق خواند

ز تیمار تو صد دفتر نوشته‌ست

ز دست این دل نا پای بر جای

ندانم تا چه‌ام بر سر نوشته‌ست

 
 
نسکبان اندروید
جامی

رخت خطی به مشک تر نوشته ست

براتی بر گل از عنبر نوشته ست

خطا گفتم نه خط است آنکه دوران

به خون عاشقان محضر نوشته ست

فریب عقل را نوشین لب تو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه