گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

ای کرده تو بر مُلک تکبر

وی کرده فلک به تو تفاخر

ای پایه منصب رفیعت

برتر ز تصرف تفکر

از قدر تو چرخ در ترفع

وز رای تو عقل در تحیر

حزم تو مسلم از تهاون

عزم تو منزه از تغیر

در شرح خصایل حمیدت

مستغرق مد سبعه ابحر

در مصعد همتت فلک را

از عجز فتاده سنگ در سر

از جود تو گشته تهی دست

وز صیت تو گوش آسمان پُر

بشنید صدف ز ماهی گنگ

در مدح تو لفظهای چون دُر

شد نامیه طفل حجر تو صُدر

شد ناطقه مدح گوی تو حُر

زان ناطقه می‌کند تحدث

زآن نامیه می‌کند تکبر

با جود تو کیست که‌آن که ندهد

یک قطره لعل بی تزجر

انعام تو خاص و عام را هست

چون فیض خدای بر تواتر

حق از سر کلک شب نگارت

چون صبح همی کند تظاهر

زانصاف تو آهوی سبکدل

با شیر همی کند تنمر

گردون ز شرف همی نماید

بر فور به خدمتت توَفُر

با دست و دل تو کان و دریا

دعوی نکنند از تکاثر

شد عدل تو دشمن تظلم

شد عفو تو عاشق تعثر

هم لطف تو چون هوا روانبخش

هم قهر تو چون اجل گلوبر

ای با همه کس ترا تفضل

وی در همه فن ترا تبحر

محکوم تو شد سپهر فاحکم

مأمور تو شد زمانه فامُر

با عدل تو ظلم گشت منصف

در عهد تو جود گشت لمتُر

با خشم تو نیست ذوق جان حلو

از لفظ تو نیست حرف حق مُر

در عهد تو تیغ می‌کشد مهر؟

این باشد غایت تهور

با رأی تو خنده می‌زند صبح؟

اینست نهایت تمسخر

در صف نعال روز بارت

جویند صدور دین تصدر

از صدمت خشمت اوفتاده‌ست

در سینه آسمان تکسر

کرده‌ست ز بهر مرکبت چرخ

از جاده کهکشان شب آخور

اندیشه مدح تو به خاطر

بهتر ز هزار من بلادر

هر دم که زنم نه در مدیحت

زآن دم زدنم بود تحیر

جاوید به کام زی که ما را

هم بر ز مدیح تست و هم بر

در بندگیت مرا چه باقیست

جز حلقهٔ گوش و نام سنقر

مدح تو و التقات غیری

هرگز نکنم من این تجاسر

تا هست حواس را تصرف

تا هست خیال را تصور

بادات بقای عمر چندان

که‌اندر عددش بود تعذر

روزت همه عید و از پی عید

بد خواه ترا کفن به گازر

اعدای ترا قبول چونان

که‌امروز بود قبول اشتر

در منصب جاه تو تقدم

در مدت عمر تو تأخر

 
 
نسکبان اندروید
ناصرخسرو

ای گشته جهان و خوانده دفتر

بندیش ز کار خویش بهتر

این چرخ بلند را همی بین

پر خاک و هوا و آب و آذر

یک گوهر تر و نام او بحر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
مسعود سعد سلمان

آن لعبت سرو قد مه منظر

آن آفت چین و فتنه بربر

صورت نه به نوک خامه مانی

لعبت نه به نوک رنده آذر

زلفینش به بوی عنبر سارا

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

ای ذات تو ناشده مصور

اثبات تو کرده عقل باور

اسم تو ز حد و رسم بیزار

ذات تو ز جنس و نوع برتر

محمول نه‌ای چنانکه اعراض

[...]

سوزنی سمرقندی

خمخانه خر سرای خر پیر

نه راه بری نه بار برگیر

زین لاشه لنگ و لوک پیری

از دم تا گوش مکر و تزویر

تا خر کره بودی آنِ میره

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

ای حجره دل بتو منور

وی عالم جان ز تو معطر

ای شخص تو عصمت مجسم

وی ذات تو رحمت مصور

بی یاد تو ذکرها مزور

[...]

مشاهدهٔ ۱۶ مورد هم آهنگ دیگر از جمال‌الدین عبدالرزاق
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه