هر که را خال عنبرین باشد
گر کند ناز، نازنین باشد
غمزه ات چون کمین کند بر خلق
ترک جان بابت کمین باشد
روی تو خرمن گلی ست کز او
خرمن ماه خوشه چین باشد
تا ترا کار قصد جان و دل است
کار ما ترک عقل و دین باشد
شیوه دلبری همان باشد
غایت عاشقی همین باشد
در سماعی که عشق بازان را
بزم پرآه آتشین باشد
آستین برفشان که بهر نثار
همه را جان در آستین باشد
پیش رخساره منوّر تو
روی خورشید بر زمین باشد
آفرین بر جمال تو که بر او
ز آفریننده آفرین باشد
با تو ما را به مرغزار بهشت
خود چه پروای حور عین باشد
ای که عار آیدت ز وصل جلال
گل نه با خار همنشین باشد؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذبه معشوقهاش میپردازد که با خال عنبرین خود ناز و دلربایی میکند و غمزههایش تاثیر عمیقی بر دلها میگذارد. او روی معشوق را مانند خرمن گلی توصیف میکند و عشق به او را امری منطقی و طبیعی میداند که ورای عقل و دین قرار دارد. شاعر از بزم عشق که پر از اشک و آتش است یاد میکند و جمال معشوق را ستایش میکند، به گونهای که زیباییاش فراتر از خورشید است. در نهایت، او به لذتهایبهشت اشاره میکند و بیان میکند که وصال جلال از آن چیزی کم ندارد و گلستان وجود او نیازی به رنج یا خار ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که خال زیبایی دارد، اگر ناز کند، او را باید نازنین دانست.
هوش مصنوعی: چشمانت وقتی که ناز میکنند، بر دل مردم تاثیر میگذارد و باعث میشود که جانشان تحت تأثیر آن قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند مزرعهای از گل است که از آن، ماه زیبا و خوش فرم برداشت میشود.
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو هدفی والاتر از جان و دل داری، کار ما رها کردن عقل و دین خواهد بود.
هوش مصنوعی: طرز دلربایی همانند اوج عاشق بودن است.
هوش مصنوعی: در دور هم نشینی که عاشقان در آن با شور و شوق فراوان میرقصند و احساسات گرم و پرعاطفهای دارند.
هوش مصنوعی: آستین پر از برف که برای اهدا به همه آمده است، در آن جان همه موجودات نهفته است.
هوش مصنوعی: چهرهی نورانی تو به قدری زیباست که نور خورشید در برابر آن به زمین میافتد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو آنقدر شگفتانگیز است که حتی خالق تو نیز به زیباییات احترام میگذارد و ستایش میکند.
هوش مصنوعی: با تو در باغ بهشت خود احساس خوشبختی میکنیم و نیازی به زیباییهای دیگر نداریم.
هوش مصنوعی: ای کسی که از ارتباط با زیبایی و شکوه گل، خجالت میکشی، آیا نمیدانی که گل بدون خار نمیتواند وجود داشته باشد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عادت چون تویی چنین باشد
جگرم خون کنی همین باشد
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد
هر کرا زلف عنبرین باشد
طبع اوبا وفا بکین باشد
چون بود بر رخ تو طرّۀ تو
نقش چین بر حریر چین باشد
غمزۀ تو بچابکی ببرد
[...]
هر که را علم و ملک و دین باشد
عین آب حیات این باشد
ور بود آن برای این باشد
با چنین صدق آن گزین باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.