گرچه رفت آب رخ من در سر یاری او
خاک خواهم گشت در راه وفاداری او
یار بدمهر ار بگردانید روی دل ز من
من نخواهم کرد باری پشت بر یاری او
ور ز من بیزار شد من همچنانش بندهام
نیست بر دل هیچ آزارم ز بیزاری او
ور بسان خاک خوارم کرد آن یار عزیز
هر زمانی عزّتی می یابم از خواری او
یک زمان از صحبت شادی نگشتم شاد، لیک
آفرین بر صحبت غم باد و غمخواری او
زلف تو دل برد و عمداً خویش را آشفته ساخت
طرّه را بفشان که آگاهم ز طرّاری او
من که صاحبْ درد عشّاقم اگر بینم به خواب
چشم بیمارت بمیرم پیش بیماری او
دی در اثنای سخن لعل تو گوهر می فشاند
همچنان مانده است در چشمم گهرباری او
گر ترا رحمت نمیآید بر احوال جلال
مرغ و ماهی زار میگریند بر زاری او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق و وفاداریاش به یاری سخن میگوید. او حتی در شرایطی که یار به او بیمهری کند یا از او روی برگرداند، همچنان به او وفادار میماند و از بیزاری او هیچ آزار نمیبیند. شاعر به خواری و فراق از یار اشاره میکند و میگوید که حتی در بدترین وضعیت، با یاد یار عزتی را تجربه میکند. برخورداری از غم و اندوه به یاد یار را به جای شادی ترجیح میدهد و احساس میکند که با فکر کردن به یار، دردی برایش ایجاد میشود. در پایان، فریاد مرغ و ماهی را در تنهایی و زاری یار نمایان میکند و از بیرحمی یار نسبت به خود و آثار رنجش او مینالد.
هوش مصنوعی: هر چند که زیبایی من با بودن همراه او از بین رفته، ولی من برای وفاداری به او آمادهام که جان خود را فدای او کنم.
هوش مصنوعی: اگر دوست بیاندیشد و رویش را از من برگرداند، من هرگز پشت به دوستی او نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر او از من متنفر شود، من همچنان اسیر عشق او خواهم بود و احساس آزار و ناراحتی از این نفرت در دل ندارم.
هوش مصنوعی: اگرچه آن محبوب گرامی مرا خوار کرده است، ولی در هر زمانی که او مرا خوار میکند، باز هم عزتی پیدا میکنم از همین ذلت.
هوش مصنوعی: مدتی بود که از صحبتهای شاد لذت نمیبردم، اما افسوس که گفتگوی غم و همراهی با آن نیز قابل تحسین است.
هوش مصنوعی: زلف تو دل مرا گرفت و عمداً خود را در وضعیت آشفتهای قرار داد. پس اجازه بده که موهایت را آزاد کنی، چون میدانم که او چگونه بازی میکند.
هوش مصنوعی: اگر من که خودم دردمند عشق هستم، خواب چشمان بیمار تو را ببینم، چنان غمگین میشوم که برای بیماری تو از شدت احساس میمیرم.
هوش مصنوعی: دیروز در حین صحبت، لبخند تو مانند گوهرهایی زیبا درخشید و هنوز تصویر آن زیبایی در ذهنم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر رحمتی از تو به حال جلال نرسد، مرغ و ماهی در زاری او گریه میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.