زلف تو بر ماه نهد پای خویش
پهلوی خورشید کند جای خویش
عاقبتش سر ببرند آن که او
بیش ز اندازه نهد پای خویش
سلسله بر پای صبا می نهد
از شکن سلسله آسای خویش
هرکسی آشفته دیگر کسی ست
وز همه آشفته و شیدای خویش
حاصلش آشفتگی و تیرگی ست
هر که بود معتقد رای خویش
دیر که سودای خطت پُخت زود
سر بنهد در سر سودای خویش
کار جهان بین که کند هندویی
هم سر بالای تو بالای خویش
پاس رخت دارد در صبح و شام
دزد بود خازن کالای خویش
کرد تمنّای رُخت چون جلال
هست پریشان ز تمنّای خویش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیبایی و جذابیت姿 موجود در زلف و چهره محبوب میپردازد و به چالشها و عواقب عشق و آرزوها میپردازد. شاعر به مضمونی از آشفتهگی ناشی از عشق اشاره کرده و توضیح میدهد که هر فردی در پی آرزوها و خیالات خود در حال آشفتگی است. در این بین، شاعر به تضاد میان عشق و نادانی و تأثیر آن بر زندگی اشاره میکند و به نوعی یادآوری میکند که با زیادهروی و وابستگی به خواستهها، انسان خود را در تیرگی و پریشانی فرومیبرد. در نهایت، به تحلیل تأثیرات عشق بر روح و جان انسان پرداخته و تجربیات و تمنای خویش را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: موهای تو مثل ماه است که پای خود را بر آن میگذارد و کنار خورشید جا میگیرد.
هوش مصنوعی: در نهایت، کسی که بیش از حد و اندازه پا را در کارهای خطرناک یا چالشبرانگیز میگذارد، دچار عواقب سختی میشود.
هوش مصنوعی: نسیم نرم و ملایم از پیوندها و ارتباطاتی که دارد، به آرامی عبور میکند و به راحتی از محدودیتهای خود میگذرد.
هوش مصنوعی: هر کس در زندگی خود دچار مشکلات و ناپایداریهایی است و همچنین هر فردی در تلاش است تا در درون خود آرامش و شادی را بیابد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به نظرات و عقاید خود به شدت معتقد باشد، نتیجهاش بینظمی و ناآرامی در زندگیاش خواهد بود.
هوش مصنوعی: در گذشته، زمانی که دلم به فکر زیبایی تو میافتاد، زودتر از آنچه تصور میکردم، به یاد خودم و آرزوهایم میرفتم.
هوش مصنوعی: کسی که درک عمیقتری از زندگی و جهان دارد، میداند که دیگران نیز مثل خود او در حال تلاش و مبارزه هستند.
هوش مصنوعی: در صبح و شب، به خوبی از داشتههای خود محافظت میکند، مانند دزدی که مراقب مال و اموالش است.
هوش مصنوعی: شوق دیدن تو مانند جلال پر ابهت است و به همین خاطر، خودم به خاطر این خواسته و آرزو دچار آشفتگی و بیتابی شدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فیض کرم کرد مواسای خویش
قطرهای افکند ز دریای خویش
خواست کند خلق زگرمای خویش
در پنهٔ سایهٔ خود جای خویش
از مدد همت والای خویش
بر سر کرسی چو نهم پای خویش
ساختهام من به تمنای خویش
خانهای اندر خور کالای خویش
بیند اگر یک نفسش جای خویش
نسخ کند نعت مصلای خویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.