|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساس شادی و نشاط خود را در بیان عشق و زیبایی نسبت به معشوق ابراز میکند. او به نوعی به انتقاد از اوضاع اجتماعی و سیاسی میپردازد و از رفتارهای نامعقول و ناپسند برخی شخصیتها سخن میگوید. در عین حال، عاشقانه بودن شعر و عشق به معشوق را با طنزی خاص آمیخته و به تصویر میکشد که به نوعی میل به آزادی و رهایی از قید و بندها را نیز نشان میدهد. شاعر در پایان به شدت دلبستگی خود به معشوق و تأثیرات جادویی او بر روح و دل خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: روح من با سرودن این غزل شاد شد و به تقلید از خواجه، آن را میسرایم.
هوش مصنوعی: دیدی که چگونه وزیر، شرایط را برای کفیل خارجی تغییر داد و او را به جایگاهی مهم رساند؟ آن مو را به مانند ریسمانی بکش و گنجشک را آزاد کن.
هوش مصنوعی: گویا او میخواهد به کسی بگوید که خود را به مقامهای بالا برساند و کنترل اوضاع را در دست گیرد، یا اینکه مانند یک مدیر خاص، قدرت را به دست بگیرد و با قوت خود بر دیگران تسلط یابد.
هوش مصنوعی: ما که از عشق تو بیدل شدهایم، به خاطر تو غرق در یاد تو هستیم. ای کسی که بر دلها و ایمانها فرمانروایی، به ما رحم کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مانده بر در هوس این در فراز کن
عذر گذشته خواه «و» در توبه باز کن
نزدیک شو به طاعت و ز فسق دور باش
روزی دو رنجکی برو جاوید نازکن
چون منعمان زکوة بروی و ریا مده
[...]
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
گو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن
باد بهار داغ کهن تازه میکند
مطرب، همان ترانه دلسوز ساز کن
در پرده نوش جنس مروق، که پیر کار
[...]
ایدل گدایی از کرم کار ساز کن
خود را زمنت همه کس بی نیاز کن
توحید چیست ترک تعلق ز هر چه هست
یعنی بروی غیر در دل فراز کن
گوهر بزهر چشم نیز زد ز ناکسان
[...]
آمد نگار بر در دل دیده باز کن
بنشین به عیش و در ز رقیبان فراز کن
با یار نازنین چو بیابی مقام امن
چندانکه ناز بیش کند تو نیاز کن
مطرب بیا که یار ندیم است و گل ببار
[...]
یارب تو دل نوازی آن دل نواز کن
درهای مغفرت به رخش جمله باز کن
بر شاخسار سدره و طوبی هر آشیان
کاحسن بود نشیمن آن شاهباز کن
کوتاه شد چو رشتهٔ عمرش ز تاب مرگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.