غزل سُرای و نواهای رفته بازآور
به این فسردهدلان حرفِ دلنواز آور
کِنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را
هزار فتنه از آن چشمِ نیمباز آور
ز بادهئی که بخاکِ من آتشی آمیخت
پیالهئی بجوانانِ نو نیاز آور
نئی که دل ز نوایش بسینه میرقصد
مئی که شیشهٔ جان را دهد گداز آور
به نیستانِ عجم بادِ صبحدم تیز است
شرارهئی که فرو میچکد ز ساز آور


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به بازآوری نواهایی میپردازد که از دلهای افسرده و خسته دور شدهاند. او از باورهای مختلف همچون کنشت، کعبه، بتخانه و کلیسا صحبت میکند و از چشم نیمهباز به استقبال فتنهها میرود. شاعر همچنین به وصف بادهای میپردازد که با خاک او آمیخته و پیالهای برای جوانان نیازمند میطلبد. او نی را نماد ارتباطی معرفی میکند که دل را به رقص درمیآورد و شرارهای که از سازش بهدست میآید، جلوهای از نوایی عمیق است. در نهایت، او به طراوت و تازگی صبح و زندگی فکر میکند.
هوش مصنوعی: به شاعر بگو که با شعر و نواهایی که دارد، دلهای افسرده و محزون را شاد کند و آنها را به زندگی بازگرداند.
هوش مصنوعی: خداوندگار، معابد و مکانهای پرستش از جمله کعبه، بتخانه و کلیسا را به علت نگاه نیمهباز تو، دچار فتنه و آشفتگی کرده است.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه با مخلوط کردن شرابی (باده) که باعث شعلهور شدن آتش درون میشود، باید جامی برای جوانان پر از نیاز و آرزو پر شود. به نوعی، در اینجا بر اهمیت جوانی و نیازهای آنها تأکید شده و همچنین درک میشود که این شراب میتواند حالتی شگفتانگیز و شعفآور به وجود آورد.
هوش مصنوعی: آوازی که دل را به تپش میآورد، مانند شرابی است که روح را ذوب میکند و به آن زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: در دل باغ ایرانی، باد صبحگاهی به تندی میوزد و شعلهای که از ساز میچکد، احساسات و هماهنگی را به تصویر میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.