رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت
سخن از تاب و تب شعله به خس نتوان گفت
تو مرا ذوق بیان دادی و گفتی که بگوی
هست در سینهٔ من آنچه بکس نتوان گفت
از نهانخانهٔ دل خوش غزلی می خیزد
سر شاخی همه گویم به قفس نتوان گفت
شوق اگر زندهٔ جاوید نباشد عجب است
که حدیث تو درین یک دو نفس نتوان گفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عمق عشق و احساسات درونی خود میپردازد و تأکید میکند که نمیتوان احساسات عاشقانه را به راحتی به زبان آورد. او میگوید که عاشق در دلش غزلی دارد که نمیتواند آن را با دیگران در میان بگذارد و این عشق به قدری عمیق و پرشور است که حتی بیان آن نیز دشوار است. همچنین، او به جاودانگی شوق عشق اشاره میکند و میگوید که حتی یک نفس برای بیان عشق کافی نیست.
هوش مصنوعی: عشق تو از آن چنان راز و رمزی برخوردار است که نمیتوان به سادگی دربارهاش سخن گفت. همچنین نمیتوان شدت و نیرومندی احساسات و اشتیاقی را که در دل دارم، بیان کرد.
هوش مصنوعی: تو به من هنر بیان آموختی و گفتی که بگو، در دل من چیزهایی است که هیچ کس نمیتواند آنها را بیان کند.
هوش مصنوعی: از عمق و پنهان دل، یک شعر زیبا و دلنشین به وجود میآید، اما نمیتوانم تمام این احساسات را در قفس کلمات جای دهم.
هوش مصنوعی: اگر اشتیاق و عشق برای همیشه و ابدی نباشد، جای تعجب است که بتوان در این چند لحظه کوتاه، از تو سخن گفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.