بیا که خاوریان نقش تازهای بستند
دگر مرو به طواف بتی که بشکستند
چه جلوهایست که دلها به لذت نگهی
ز خاک راه مثال شراره برجَستند
کجاست منزل تورانیان شهرآشوب
که سینههای خود از تیزی نفس خستند
تو هم به ذوق خودی رس که صاحبان طریق
بریده از همه عالم به خویش پیوستند
به چشم مردهدلان کائنات زندانی است
دو جام باده کشیدند و از جهان رستند
غلام همت بیدار آن سوارانم
ستاره را به سنان سُفته در گره بستند
فرشته را دگر آن فرصت سجود کجاست
که نوریان به تماشای خاکیان مستند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به دعوت به حضور و آگاهی از تحولات جدید در زندگی و روزگار میپردازد و بر ضرورت رهایی از معبودهای شکسته تأکید میکند. شاعر از باور به زیبایی و شور و شوق سخن میگوید و به وجود منزلگاههایی از آزادی و طهارت اشاره میکند. او به اهمیت خودشناسی و پیوستن به جمعی بیدار و سرفراز اشاره دارد و در نهایت بر آمادگی برای شناخته شدن و رسیدن به حقیقت زندگی تأکید میکند. در این مسیر، او به ویژگیهای روحانی و انسانی اشاره دارد که انسانها را از قید و بندی که جهان به وجود آورده، رها میسازد.
هوش مصنوعی: بیا که خاور زمین جلوهای نو به خود گرفته است؛ دیگر اجازه نده که دور بگردی و به عبادت بتی بپردازی که شکسته شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و تأثیر یک نگاه اشاره دارد. به این معنا که چگونه مشاهدهی یک نگاه دلانگیز میتواند باعث بیداری و شعلهور شدن احساسی عمیق در دلها شود، همچنین به قدرت و جذابیت آن نگاه که از خاک و دنیای مادی فراتر میرود، اشاره میکند. به طور کلی، یک نگاه میتواند جادو و سحر خاصی داشته باشد که انسانها را به وجد میآورد و زندگیشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: کجاست جایی که مردم توران، در آن به درگیری و شورش مشغولاند و دلهایشان از فشار و تنگی نفس خسته شده است؟
هوش مصنوعی: به خودت شکوفایی و لذت را بچش؛ چرا که سالکان و عارفانی که به مقصد رسیدهاند، از دنیای خارج جدا شده و به درون خود پیوستهاند.
هوش مصنوعی: مردان دل مرده، که در تنگنای زندگی گرفتارند، بهگونهای در دو جام شراب غرق شدند که از زنجیرههای عالم رهایی یافتند و به آزادی دست یافتند.
هوش مصنوعی: من خدمتگزار تلاش و اراده آن سواران هستم که ستارهها را با تیر خود به دام انداختند و در گرهای چنگ زدند.
هوش مصنوعی: فرشته نمیتواند دیگر فرصتی برای سجده پیدا کند، زیرا نورانیها به تماشای انسانهای خاکی مشغول هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
حریف مجلس ما خود همیشه دل میبرد
علی الخصوص که پیرایهای بر او بستند
کسان که در رمضان چنگ میشکستندی
[...]
چو زلف خویش چرا عهد یار بشکستند
چرا به تیغ جفا جان خستگان خستند
ز محنت شب هجران و اشتیاق وصال
به چشم حسرت ما راه خواب دربستند
قسم به روی چو خورشید تو که هشیاران
[...]
به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
قرابه بر سر ابر بهار بشکستند
چمن پیاله کش است و صبا قدح پیمای
معاشران صبوحی ز خواب برجستند
به زیر خرقه نهان باده می خورد صوفی
[...]
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند
چگونه می به میان آورم در این مجلس
که باده حوصله سوز است و جمله بد مستند
کدام بزم بچیدم که تنگ حوصله گان
[...]
فسردگان که طلسم وجود نشکستند
ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند
ز جوش بیخبری کردهایم خود را گم
وگرنه توشهٔ ما بر میان ما بستند
چه باده شوق تو در ساغر شهیدان ریخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.