تا کی بکنج صبر جگر خون کند کسی؟
امکان صبر نیست، دگر چون کند کسی؟
جان را اگر بمهر تو از دل برون کند
از جان چگونه مهر تو بیرون کند کسی؟
یارب، چه حالتست که روزی هزار بار
هر لحظه آرزوی تو افزون کند کسی؟
خون می کنی، یکی بترحم نگاه کن
تا بهر یک نگاه تو صد خون کند کسی
حیرانم از جنون هلالی و طعن خلق
یعنی: چرا ملامت مجنون کند کسی؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال خویش و آرزوی وصال معشوق میپردازد. او از تحمل درد و صبر خسته شده و میپرسد که چهکسی میتواند مهر محبوب را از دل خود بیرون کند. شاعر حسرت روزانه و دلهرهی ناشی از دوری را بیان میکند و این وضعیت را به حالتی جنونآمیز تشبیه میکند. در نهایت، او از ملامت دیگران نسبت به عشق و دیوانگیاش حیرت دارد و از اینکه چرا کسی به خاطر عشق مجنون باید سرزنش شود، ابراز شگفتی میکند.
هوش مصنوعی: تا کی کسی میتواند صبوری کند و در دل خود رنج و درد را تحمل نماید؟ دیگر صبر کردن ممکن نیست، پس چه کار باید کرد؟
هوش مصنوعی: اگر جانم بخواهد به خاطر عشق تو از دل بیرون برود، چگونه ممکن است کسی بتواند عشق تو را از جانم جدا کند؟
هوش مصنوعی: خداوندا، حالت چطور است؟ که هر روز هزار بار، هر لحظه کسی آرزوی تو را بیشتر میکند؟
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که کسی در حال رنج و دردی است و خواهان توجه و رحمت دیگران است. او میخواهد که دیگران به حال او بنگرند و متوجه شوند که شدت اندوه او چقدر است؛ به طوری که برای هر نگاه و توجهی که به او میشود، دل یک نفر خون میشود. بنابراین، این احساس درد و نیاز به همدلی و همدردی را به خوبی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: من از دیوانگی هلالی و سخنان طعنهآمیز مردم متعجبم. چرا باید کسی دیوانه را ملامت کند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
دریا بقطره قطره تهی چون کند کسی
تو نوبهار حسن نه آنی که دل دهد
کز سینه خار خار تو بیرون کند کسی
تا کی سخن ز چشمه حیوان کند خضر
[...]
چند از بلای هجر جگر خون کند کسی؟
عشقست و صد هزار بلا، چون کند کسی؟
گر مشکلات قصه خود را بیان کنم
مشکل که یاد قصه مجنون کند کسی؟
هرگز بدیده خواب نیاید شب فراق
[...]
گیرم که دل ز عشق بتان خون کند کسی
طالع اگر مدد نکند چون کند کسی
چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
خون می چکد ز قطع نظر چون کند کسی
تا کی به یاد لعل لبی شام تا سحر
دل در فشار پنجهٔ غم خون کند کسی
تا چند بی تو پنجهٔ مژگان خویش را
[...]
گیرم ز خلق روی به هامون کند کسی
از دست خود کجا رود و چون کند کسی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.