نمیکشیم سر از آستان خانه تو
کجا رویم؟ سر ما و آستانه تو
ترا بهانه چه حاجت برای کشتن من؟
مکن، مکن، که مرا میکشد بهانه تو
ترحمی بکن، ای پادشاه کشور حسن
که غیر ظلم و ستم نیست در زمانه تو
از آن سمند تو برمیجهد گه جولان
که رقص میکند از ذوق تازیانه تو
سفید گشت مرا استخوان و خوشحالم
بدان امید که روزی شود نشانه تو
شب از فسانه بروز آورند و این عجبست
که روز خود بشب آرم من از فسانه تو
هلالی، از غم جانسوز عشق آه مکش
که سوخت جان من از آه عاشقانه تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دردهای آن سخن میگوید. او به معشوقهاش ناله میکند و میگوید که حتی اگر سعی کند سر از آستان او بردارد، نمیتواند و عشقش او را به کشتن میدهد. شاعر از ظلم و ستم زمانه سخن میگوید و به معشوقهاش التماس میکند که بر او رحم کند. او توصیف میکند که چگونه عشق او مانند تازیانهای بر جانش میزند و او را دچار درد و اندوه کرده است. در پایان، شاعر از غم عاشقانهاش میگوید و تأکید میکند که این غم زندگیاش را میسوزاند.
هوش مصنوعی: ما از پیش تو سر بلند نمیکنیم، پس به کجا خواهیم رفت؟ اندیشه ما و تکیهگاه ما فقط در دستان توست.
هوش مصنوعی: چرا بهانهای برای کشتن من نیاز داری؟ خواهش میکنم این کار را نکن، زیرا خود بهانه تو مرا از پا در میآورد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه نیکو، کمی رحم کن که در دوران تو جز ظلم و ستم چیزی دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: اسب تو در حالی که از خوشحالی و ذوقِ تازیانه تو میرقصد، با شتاب و تندوتیز در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: استخوانهای من به سفیدی درآمده و من از اینکه امیدوارم روزی نشانه تو شود، خوشحالم.
هوش مصنوعی: شب از داستانها و افسانهها میآید، و این عجیب است که من توانستهام روز خود را از افسانه تو بسازم.
هوش مصنوعی: از غم عمیق و دردناک عشق، آه و ناله نکن. زیرا عشق تو باعث سوختن جانم شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسی نماند ز اشعار عاشقانهٔ تو
که شاهبیت سخنها شود فسانهٔ تو
به بزم عشق ترشح کند چو آب حیات
زلال ذوق ز اشعار عاشقانهٔ تو
به مجلسی که کسان ساز عشق بنوازند
[...]
زخیل اهل وفائیم در زمانه تو
سگ توئیم ولی دور از آستانه تو
سعید سلطنه ای آنکه تا ابد خجلم
ز فضل بی شمر و لطف بی کرانه تو
گمانم آنکه فرامش نکرده ای که رهی
برای حاجتی آمد درون خانه تو
حقوق خود ز وزیر خزانه کرد طلب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.