صبح امید همانست و رخ یار همان
تار آن طره شبرنگ و شب تار همان
نیست چون هیچ تفاوت ز رقیبان با من
پیش تو یار همان باشد و اغیار همان
طی شد افسانه هر عاشق و معشوق، که بود
قصه ما و تو در کوچه و بازار همان
همره غیر چو باشی دلم آزرده مکن
جان من، بس بود آزار دل زار همان
گویم، ای شوخ، بدیوار غم دل پس ازین
با تو گفتن چو همانست و بدیوار همان
دل و دین باخت هلالی بتمنای وفا
و آن جفا جوی باو بر سر آزار همان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تکرار و یکنواختی عشق و علاقهاش اشاره دارد. او میگوید که حس و حال او در صبح امید و دیدن یار، همانند تار و شب تار است و هیچ تفاوتی بین رقیبان و خودش نمیبیند. داستان عشق او و معشوقش در هر جا و هر زمانی تکرار میشود و او از این موضوع خسته شده است. او از معشوق میخواهد که دلش را بیدلیل آزار نرساند و میگوید هر گونه گفتگویی با او، همانند گفتگو با دیواری بیخبر است. در نهایت، شاعر به شکایت از جفا و بیوفایی میپردازد، و دل و دین خود را در راه عشق باخته است.
هوش مصنوعی: صبح امید همانند و چهره یار همانند آن تار موی شبرنگ است و شب تار نیز همانند آن است.
هوش مصنوعی: هیچ تفاوتی بین من و رقیبانم در نظر تو وجود ندارد؛ بنابراین، همانطور که من برای تو عزیز هستم، دیگران نیز به همان اندازه برای تو مهم هستند.
هوش مصنوعی: هر داستان عاشق و معشوق تمام شد و دیگر قصه من و تو همانطور که در خیابانها و بازارها روایت میشد، باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از خودت همراه من باشد، دلم را آشفته نکن. جان من، دیگر بس است که دلم را آزرده خاطر کنی.
هوش مصنوعی: میگویم، ای بازیگوش، اگر بخواهم دلتنگیهای خود را به دیوار بگویم، دیگر فرقی با گفتن آن به تو نخواهد داشت و هر دو یکسان خواهند بود.
هوش مصنوعی: دل و دین خود را به خاطر عشق و وفا از دست داد و آن کسی که به او لطفی نکرد، همچنان بر جانش آزار میزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
سر در این کار شد و با تو سر و کار همان
هر کسی در پی کار و غم یاری و مرا
دل همان، درد همان، عهد همان، یار همان
بلبلان چمن آسوده به همرازی گل
[...]
عمر در صبر شد و وعدۀ دیدار همان
سوخت دل در غم و با داغ گرفتار همان
کار من نیست بجز عشق بتان ورزیدن
شدم اندر سر این کار و مرا کار همان
جز خیالت نبود مونس و غمخوار دلم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.