در کشور ایجاد، ندانم چه گلستم
دانم که صنمگاه بتان چگلستم
من بعد، بود دست من و چاک گریبان
نه دامن دلدار به دست و نه دلستم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در کشور ایجاد، ندانم چه گلستم
دانم که صنمگاه بتان چگلستم
من بعد، بود دست من و چاک گریبان
نه دامن دلدار به دست و نه دلستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناگزیری خود از عشق و سرخوردگی سخن میگوید. او در کشور عاشقی خود را گم کرده و به وضوح احساس میکند که دلش به عشق معشوق وابسته است، ولی در عین حال نمیتواند به دلدارش نزدیک شود. او در تضاد بین آرزو و واقعیت گرفتار است و به نوعی ناامیدی از دسترسی به معشوق خود اشاره میکند. در نهایت، او حس میکند که هم باید دامن دلدار را رها کند و هم به وضعیت نابسامان خود resign کند.
هوش مصنوعی: در سرزمین عشق، نمیدانم چه نوع گلی هستم، اما میدانم که در برابر معشوقان، شایسته و زیبا هستم.
هوش مصنوعی: از این به بعد، نه من دستم به گریبان خودم است و نه دلدارم در دستم، نه دامن او در دست من است و نه دلم به او تعلق دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.