هندوستان غربت بادا به ما مبارک
هان دوستان شما را مرگ وفا مبارک
بوی بهار برخاست، ما خود اسیر دامیم
مرغان گلستان را برگ و نوا مبارک
قربانیان نازیم، در خاک و خون تپیده
ای خیل نازنینان، عید شما مبارک
از دور روزگاران ما را سر است و سامان
بالین بیقراران، سنگ آسیا مبارک
گرم از نظر گذشتی، آه از دل حزینم
بیگانه طوری تو، با آشنا مبارک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس غربت و دلتنگی خود اشاره میکند و یادی از دوستان کرده و آرزوی مرگ وفا را برای آنها دارد. بوی بهار برای او یادآور زندهدلی و زندگی در گلستان است، در حالی که خود در دام اسیری گرفتار است. او به قربانیانی که به خاک و خون افتادهاند، اشاره میکند و عیدشان را تبریک میگوید. شاعر از ناکامیها و بیقراریهای خود در زندگی میگوید و آرزو میکند که اگر دوستش از پی او بگذرد، با عمق دلتنگیاش مواجه شود.
هوش مصنوعی: ای دوستان، هندوستان برای ما که در دوری به سر میبریم، خوشا به حال شما که مرگ را با وفا میدانید و به زندگی پایدار مینگرید.
هوش مصنوعی: بوی بهار به مشام میرسد و ما همچنان در بند و گرفتار هستیم، اما برای پرندگان گلستان، برگ و آواز خوشی به ارمغان آمده است.
هوش مصنوعی: ما قربانیان هستیم که در خون و خاک آغشته شدهایم، ای جمع نازنینان، عید شما مبارک باشد.
هوش مصنوعی: از دور زمانه، ما را سر و سامان میدهد و بالین بیقراران، سنگ آسیا را خوشبخت میکند.
هوش مصنوعی: اگر با نگاهی از کنار من عبور کنی، درد و ناراحتی در دلم به وجود میآید، چرا که تو با کسانی که به تو نزدیکترند رفتار میکنی و من را مثل یک غریبه نادیده میگیری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.