شادیم که شد جهان فراموش
جانان نشود ز جان فراموش
شیون نرود به وصلم از یاد
بلبل نکند فغان فراموش
در دور نگاه فتنه خیزت
آشوب کند جهان فراموش
ای دشمن جان که هرگزت نیست
ازکینهٔ دوستان فراموش
چون تیغ به عاشقان کشیدی
ما را مکن از میان فراموش
گر یاد کند شکنج زلفت
بلبل کند آشیان فراموش
گر نام حزین به خاطرت نیست
نامت نشد از زبان فراموش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل ابراز شادی میکند که جانان هرگز از یاد نمیرود، حتی در میان فراموشیهای جهان. او به یادآوری شیون و فغان بلبل اشاره میکند که عشق و وصال را فراموش نمیکند. شاعر نگرانیاش از دشمن را بیان میکند که نمیتواند محبت دوستان را فراموش کند. او به عاشقان اشاره میکند که همچنان یاد زلف محبوب را در دل دارند و در پایان، نام خود را در یاد محبوب درخواست میکند و میگوید که هنوز هم نام محبوب از زبان فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: خوشحالیم که دنیا فراموش شده است، اما یاد محبوب از دل فراموش نخواهد شد.
هوش مصنوعی: شیون و نالههایم به خاطر وصال تو فراموش نمیشود و بلبل هم نخواهد توانست صدای فریادش را از یاد ببرد.
هوش مصنوعی: نگاه تو که پر از فتنه و آشوب است، میتواند جهان را به هم بریزد و آن را از خاطر ببرد.
هوش مصنوعی: ای دشمن جان، تو هرگز کینهٔ دوستان را فراموش نخواهی کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که به عاشقان آسیب زدی، نگذار ما فراموشت کنیم.
هوش مصنوعی: اگر بلبل به یاد شکنج و پیچ و تاب زلف تو باشد، دیگر آشیانهاش را فراموش خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر نام حزین را به یاد نداری، باید بدانی که نام تو از زبانها نیز فراموش شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.