طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
طالع به وصال تو نویسد صلهٔ ما
یاران سبک سیر، رسیدند به منزل
چون نقش قدم، مانده به جا قافلهٔ ما
شایستهٔ برق است به صحرای ملامت
خاری که به خون تر نشد از آبلهٔ ما
پیرانه سر، آزادگی از عثثت نداربم
رگها شده درگردن ما، سلسلهٔ ما
ای بی خبران پای طلب رنجه مسازید
نزدیکتر از ماست به ما، مرحلهٔ ما
گر موج زند بر لب ما، تلخی عالم
هرگز نزند چین به جبین حوصلهٔ ما
دستان زن مستیم حزین ، تا نفسی هست
از عشق، نکونام بود سلسلهٔ ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود در عشق و وفاداری سخن میگوید و به وضوح حس تنهایی و امید را به نمایش میگذارد. او به یاد یاران و دوستان خود اشاره میکند و از بازماندگی ردپای قافلهاش در مسیر زندگی میگوید. در مقابل ملامتها و دشواریهای زندگی، او از استقامت و حوصله خود سخن به میان میآورد و تأکید میکند که عشق و ارزشهای انسانی همواره در زندگیاش جاری است. در نهایت، شاعر به کنایه از حالت مستی عشق سخن میگوید و حضور عشق را مایه آرامش و هویت خود میداند.
هوش مصنوعی: از دل نالهای برمیآید که نشاندهندهی غم و شکایت ماست. از طرفی، سرنوشت ما به گونهای رقم خورده که رسیدن به محبوبمان را به ما وعده میدهد و این دیدار، پاداش و جبران دردهای ما خواهد بود.
هوش مصنوعی: دوستان سبکبار به منزل رسیدند، ولی ما همچنان در حال حرکت هستیم و نشانههایِ قدمهای گذشتهمان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: در صحرای سرزنش، خاری شایسته نور است که از درد و مشکلات ما لطمه نخورده و زنده مانده است.
هوش مصنوعی: در دوران پیری، آزادی از بند و زنجیر را نداریم و رگهای ما به هم پیوستهاند، نشاندهندهی وابستگی و ارتباطی عمیق در ساختار وجود ماست.
هوش مصنوعی: ای کسانی که از حقیقت غافل هستید، خود را زحمت ندهید که به دنبال خواستههای خود بیفتید. ما به آنچه که میخواهید، از شما نزدیکتر هستیم.
هوش مصنوعی: اگر دریا بر لب ما موج بزند، تلخیهای زندگی هرگز نمیتواند بر چهرهمان خط و خشی بیفکند.
هوش مصنوعی: دستان زن ما در حالتی گیج و غمگین است. تا زمانی که عشق در وجودمان هست، نام نیک ما باقی خواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی به جدل حل نشود مسئله ما
می ده که ز حد می گذرد مشغله ما
در راه طلب بادیه کعبه چه باشد
صد بادیه کعبه و یک مرحله ما
این هرزه درایان همه در راه درآیند
[...]
خوابیده تر از راه بود راحله ما
در سینه صحراست گره قافله ما
در دامن صحرای ملامت نتوان یافت
خاری که نچیده است گل از آبله ما
دیوانه به همواری ما نیست درین دشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.