به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
به شوخی جاده را از آرمیدن باز می دارد
رهایی کی توان از پنجهٔ گیرای صیّادی؟
که تیغش خون ما را از چکیدن باز می دارد
گران افتاد از بس پلّهٔ تمکین، خرامش را
دل بی طاقتم را از تپیدن باز می دارد
من دیدار بین با دورباش غمزه چون سازم؟
نگه را از سر مژگان رسیدن باز می دارد
ز هر سو بس که رنگ جلوه ریزد جذبهٔ لیلی
دل وحشی صفت را از رمیدن باز می دارد
بنازم حیرت نظّارهٔ حسنی که اشکم را
چو آب تیغ از مژگان چکیدن باز می دارد
به یکبار از دو عالم قطع دندان طمع کردن
لب افسوسیان را ازگزیدن باز می دارد
لطافت بس که می جوشد ز پیکان خدنگ او
دهان زخم دل را از مکیدن باز می دارد
ز بس غیرت گره گردیده در خاطر سپندم را
نفس را از دل سوزان، کشیدن باز می دارد
حزین ، از غیرت عشقیم محو یوسفستانی
که حیرت تیغ را ازکف بریدن باز می دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالتی از عاشقی و زیبایی میپردازد که در آن عشق و جذبه، مانع از آرامش و قرار دل او میشود. او به تأثیر تیغ عشق و غمزه معشوق پرداخته و نشان میدهد که این جذبه و زیبایی به گونهای است که حتی در مواجهه با درد و زخم، دل او را از آرامش باز میدارد. در ادامه، شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری میگوید و این احساسات را با تصاویری از طبیعت و عواطف انسانی آمیخته میکند. در نهایت، او به شدت عشق و غیرتی که در دلش نسبت به معشوق وجود دارد، اشاره کرده و بیان میکند که این احساسات از او انسانی سرشار از درد و اندوه ساخته است.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود شاخ و برگ، گل نمیتواند با آرامش بزداید و از خواب بیدار شود. همچنین، شوخی و خندههای زندگی هم نمیگذارند که جاده به آرامش و سکون برسد.
هوش مصنوعی: آیا میتوان از دست صیادی که ما را در چنگ خود گرفته، نجات پیدا کرد؟ او چنان قوی است که حتی تیغش مانع از ریختن خون ما میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر لطافت و زیبایی خاصی که دارد، راه رفتنش برای دل من که تاب و توان ندارد، خیلی سنگین و گران شده و موجب میشود که دلم از تپش باز بماند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با وجود دوری تو، از غم دیدار کردن با تو بگذرم؟ نگاه تو با مژگان زیبایت همیشه در مسیر رسیدن به من مانع ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: از هر طرف که زیبایی جلوهگری میکند، جذبه و کشش لیلی باعث میشود که دل بیقرار و سرکش آرام بگیرد و از گریختن باز بماند.
هوش مصنوعی: من به شگفتی زیبایی که میبینم، افتخار میکنم. این زیبایی به حدی است که اشکهایم نمیتوانند مثل آب از چشمانم بریزد و از آنجا چکیده شوند.
هوش مصنوعی: اگر به یکباره از دو جهان (دنیا و آخرت) دست بکشیم و به طمع ورزی پایان دهیم، این کار باعث میشود که افراد ناامید و افسرده به خود اجازه ندهند که امیدی به آرزوهای خود داشته باشند و از شکستهایشان درس بگیرند.
هوش مصنوعی: لطافت آنچنان از تیر و پیکان او میزند که زخم دل دیگر نمیتواند به مکیدن ادامه دهد.
هوش مصنوعی: به خاطر احساسات شدید غیرت، نمیتوانم نفس عمیقی از دل سوزانم بکشم و این حس مرا باز میدارد.
هوش مصنوعی: حزین، به خاطر عشق، از زیباییهای یوسفوار محو شدهایم که وجودش باعث میشود انسان نتواند از تیغش فاصله بگیرد و حیرتزده بماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به قامت سرو را از قد کشیدن باز می دارد
به عارض رنگ گل را از پریدن باز می دارد
من این رخسار حیرت آفرین کز یار می بینم
سرشک گرمرو را از چکیدن باز می دارد
مرا کرده است چون آیینه حیران مجلس آرایی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.