اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
با کوردلان، نور تجلّا نتوان گفت
چون آینه، کز جلوهٔ دیدار شود گم
ما را به تماشای تو پیدا نتوان گفت
از آمدن پیک صبا می رود از هوش
پیغام تو با عاشق شیدا نتوان گفت
امروز، ازین مرحله سامان سفر کن
در مذهب ما امشب و فردا نتوان گفت
سرمستی آن طرّه به حدّی ست که با وی
احوال پریشانی دلها نتوان گفت
بیماری من از اثر مستی چشمی ست
درد دل من پیش مسیحا نتوان گفت
این آن غزل قاسم انوار که فرمود
با عشق زتسبیح مصلا نتوان گفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر بیان میکند که اسرار عشق و حقیقتی که در دل دارد، نه به زاهدان و علمای دین میتوان گفت و نه به افرادی که بینش روشنی ندارند. او احساس میکند که مانند آینهای که در جلوه دیدار گم میشود، نمیتواند زیبایی معشوق را وصف کند. پیغام عشقش را نمیتواند با کسی به جز عاشق شیدا در میان بگذارد. شاعر از وضعیت کنونی نگران است و میگوید که در دینشان نمیتوانند زمان را محدود کنند. او از سرمستی و پریشانی دلش میگوید و دردش را پیش مسیحا نمیتواند بازگو کند، چرا که عشقی عمیق و غنی در وجود اوست که فراتر از کلمات است.
هوش مصنوعی: رازهای تو را نمیتوان با افراد زاهد و مذهبی در میان گذاشت، زیرا آنها قادر به درک نور حقیقت نیستند و با دلهای نابینا نمیتوان از زیباییهای روشنایی سخن گفت.
هوش مصنوعی: مانند آینهای که با زیبایی و نمای حضور تو گم میشود، نمیتوانیم در تماشای تو، خود را پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: وقتی پیام نسیم به ما میرسد، دیگر نمیتوان پیامت را به عاشق دیوانه گفت و او را از حال و هوش خود بیرون کرد.
هوش مصنوعی: امروز از این موقعیت که داری، سفر خود را آغاز کن، زیرا در دین ما، نمیتوان درباره فردا و برنامههای آن صحبت کرد.
هوش مصنوعی: شور و شوق آن موهای زیبا به حدی است که نمیتوان برای او از دردی که در دلهاست، صحبت کرد.
هوش مصنوعی: درد و رنج من ناشی از زیبایی چشمان توست و نمیتوانم غم خود را به کسی مثل مسیحا که میتواند درمانگر باشد بگویم.
هوش مصنوعی: این اشعار به بیان مفهومی اشاره دارد که میگوید نمیتوان درباره عشق و زیباییهای آن مانند تسبیحی که در نماز استفاده میشود صحبت کرد. به عبارتی دیگر، عشق به قدری عمیق و گسترده است که نمیتوان آن را با کلمات محدود بیان کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با عشق ز تسبیح و مصلا نتوان گفت
جز باده گل رنگ مصفا نتوان گفت
آنجا که کند عشق خداغارت دلها
جز ذکر تقدس و تعالا نتوان گفت
ای جان،خبرت نیست ز عالی بحقیقت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.