ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست
گرانی غم من جذبه را کمند گسست
در آتش تو برآمد نهیب ناله من
رگ فغان به دل نازک سپند گسست
حدیث آن لب نوشین در انجمن کردم
مگس کمند هوس، از وصال قند گسست
کدام صبح نفس، گرم ناله پردازی ست
که رشتهٔ نفس شمع مستمند گسست؟
ز قصر رفعت دل دست کوته است حزین
کمند همّت ازین کنگر بلند گسست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از شکست و گسستگی در دل و عاشقی میگوید. او بیان میکند که عشق و غم او را به تعب و فریاد رسانده و وقوع آتش عشق، روحش را آشفته کرده است. همچنین اشاره دارد به زیبایی لبهای معشوق و تأثیر آن بر دلش، که حتی در جمع نیز قدرت مقاومت در برابر هوس را از دست داده است. شاعر در نهایت به محدودیتهای خود در دسترسی به اوج عشق و بلندای آرزوها اشاره میکند و احساس ناامیدی و غم را در این مسیر احساس میکند.
هوش مصنوعی: از لنگر دل دیوانه، عشق باعث رهایی شد. غمهای سنگین من، جذبه و کشش را از بین برد.
هوش مصنوعی: در آتش عشق تو صدای نالهام بلند شد و دل نرم و حساس من به شدت آزرده خاطر شد.
هوش مصنوعی: در جمع و میان مردم درباره آن لب شیرین سخن گفتم. مگس به خاطر خواستهای به دام افتاد، و از شیرینی وصال قند جدا شد.
هوش مصنوعی: کدام صبح به دلیلی وجود دارد که صدای نالهها در آن بلندتر از همیشه است و آنقدر ناراحتکننده است که جان شمعی را خاموش کرده است؟
هوش مصنوعی: دلهایی که در بلندی و عظمت قرار دارند، دسترسی و کنترل کمی بر دنیا دارند. شعر، به این معنا اشاره دارد که اگرچه ممکن است تلاشها و همتها بزرگ باشند، اما در نهایت دسترسی به اهداف و آرزوها سخت خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.