زنگیی با دو ترک و دو هندو
بیضهای با سه زاغ ای آگاه
پس از آن چار کوکب تابان
چار تیره شب و دو روشن ماه
چون به ترتیب ذکر جمع آیند
هفت هفت ار تو بشمری آنگاه
هفتمین را برون کنی میدان
که نماند در آن میانه سیاه
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
زنگیی با دو ترک و دو هندو
بیضهای با سه زاغ ای آگاه
پس از آن چار کوکب تابان
چار تیره شب و دو روشن ماه
چون به ترتیب ذکر جمع آیند
هفت هفت ار تو بشمری آنگاه
هفتمین را برون کنی میدان
که نماند در آن میانه سیاه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف موجودات و نمادهایی از طبیعت و نجوم میپردازد. او از ترکیب عنصرهایی چون زنگی، ترک، هندو و زاغ صحبت میکند و به جابجایی و ارتباط آنها اشاره دارد. در پایان، بر اهمیتی که هفتمین عنصر میتواند در این نظم داشته باشد، تأکید میکند و توصیه میکند که باید آن را از میان بقیه خارج کرد تا توازن برقرار شود. احساس زیبایی و هماهنگی در این طرح وجود دارد که نشاندهندهٔ وجود نظم در جهان است.
هوش مصنوعی: یک فرد سیاهپوست با دو زن ترک و دو زن هندی وجود دارد که دارای فرزندی است که سه پرنده سیاه دارد. ای آگاه!
هوش مصنوعی: پس از آن چهار ستاره درخشان، چهار شب تاریک و دو ماه روشن وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که نامها به ترتیب جمع شوند، هفت هفت. اگر تو آنها را بشماری، سپس...
هوش مصنوعی: اگر هفتمین نفر را از میدان خارج کنی، دیگر در آنجا چیزی تیره و تار نخواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از شبستان ببشکم آمد شاه
گشت بشکم ز دلبران چون ماه
خنک این آفتاب و زهره و ماه
که نباشند جاودانه تباه
همه بر یک نهاد خویش دوند
که نگردند هرگز از یک راه
راست گویی ستارگان ملکند
[...]
ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
شاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگس
هر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی است
[...]
کار زرگر به زر شود بر راه
زر به زرگر سپار و کار بخواه
بر فلک بر، دو مرد پیشه ورند
آن یکی درزی آن دگر جولاه
این ندوزد مگر قبای ملوک
و آن نبافد مگر گلیم سیاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.