امیر داد گستر خان عادل
دلیر عدل پرور شاهرخ خان
خدیو کامران کز یاری بخت
نپیچد آسمانش سر ز فرمان
برای قطع نخل هستی خصم
تبرزینی به دستش داد دوران
تبرزین نه کلید فتح و نصرت
تبرزین نه نشان شوکت و شان
تبرزین نه رگ ابری شرر بار
که انگیزد ز خون خصم طوفان
تبرزین نه عقابی صیدپیشه
که قوت اوست مغز اهل عدوان
کسی کو گیردش بر کف نماند
چو موسی و ید بیضا و ثعبان
ز آسیبش پریشان باد دایم
سر دشمن چو گوی از ضرب چوگان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ستایش امیر داد گستر خان و ویژگیهای او میپردازد. امیر را شخصی دلیر و عادل میخواند که به یاری بخت در میدان نبرد پیروز میشود. او با در دست داشتن تبرزینی به عنوان سمبلی از قدرت، بر خصم پیروز میشود و تاثیر آن بر دشمنان را توصیف میکند. شاعر به تأکید بر قدرت و شجاعت امیر در مقابله با دشمنان میپردازد و او را به موسی و ید بیضا تشبیه میکند، به این معنا که نیروی او دشمنان را به وحشت میاندازد.
هوش مصنوعی: امیر دادگستر خان، حاکم عادل و شجاعی است که در برقراری عدالت کوشا و پرورندهی خوبیهاست. شاهرخ خان، نام اوست.
هوش مصنوعی: شاه پیروزی که یاری بخت او آنقدر بلند است که آسمان تحت فرمان اوست.
هوش مصنوعی: برای از بین بردن وجود و زندگی، زمان مانند تبرزینی در دست دشمن قرار داده است.
هوش مصنوعی: تبرزین نه وسیلهای برای پیروزی و موفقیت است و نه نشانهای از بزرگی و مقام.
هوش مصنوعی: تبرزین مانند رگهای ابرهای پر از باران نیست که از خون دشمن طوفانی به پا کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تبرزین، که نمادی از انسان یا شخصیت قوی و قدرتمند است، مانند عقابی که برای شکار طعمه خود میگردد نیست. بلکه نیروی او و قدرتش، از کسانی که در مقام ظلم و تعدی هستند، تامین میشود. به عبارت دیگر، او از مشکلات و چالشها منبع قدرت و قوت خود را میگیرد و به جای شکار کردن دیگران، برای برقراری عدالت و مبارزه با ستمگران توانمند است.
هوش مصنوعی: کسی که به قدرت و اراده قوی دست یابد، مانند موسی که با معجزاتش از مشکلات عبور کرد، دیگر در این دنیا به این راحتی از بین نمیرود.
هوش مصنوعی: از آسیبهای او همیشه باد دشمنان را به هم میریزد، مانند گویای که از ضربه چوگان به این سو و آن سو پرتاب میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه چیزست آن رونده تیرک خرد؟
چه چیزست آن پلالک تیغ بران؟
یکی اندر دهان حق زبانست
یکی اندر دهان مرگ دندان
ملک آن یادگار آل دارا
ملک آن قطب دور آل سامان
اگر بیند بگاه کینش ابلیس
ز بیم تیغ او بپذیرد ایمان
بپای لشکرش ناهید و هرمز
[...]
بدان گردیست آن سیمین زنخدان
بدان خمیدگی زلفین جانان
یکی گوئی که از کافور گوییست
یک گوئی که هست از مشگ چوگان
چه چیزست آن خط مشکین و آن لب
[...]
ز من معزول شد سلطان شیطان
ندارم نیز شیطان را به سلطان
سرم زیرش ندارم، مر مرا چه
اگر بر برد شیطان سر به سرطان؟
همی دانم که گر فربه شود سگ
[...]
زمان از وی پدید آمد به فرمان
به نزد برترین جوهر ز گیهان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.