کوروش در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۸ در پاسخ به اکبری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم:
دیار با تشدید روی ( ی ) خونده میشه
کوروش در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم:
هست این ایاک نعبد حصر را
در لغت و آن از پی نفی ریا
هست ایاک نستعین هم بهر حصر
حصر کرده استعانت را و قصر
منظور از حصر و قصر چیست ؟
کوروش در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را:
چون ندارد سیر میراند چون عام
بر توکل مینهد چون کور گام
بر توکل تا چه آید در نبرد
چون توکل کردن اصحاب نرد
وآن نظرهایی که آن افسرده نیست
جز رونده و جز درندهٔ پرده نیست
تفسیر لطفا
زهره دیوانی در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
شرح سادهی غزل
B H در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۰ در پاسخ به فاطمه زندی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
به نظر من معنی مصرع اول این هست که «بدیهای دوست هم برای من خوبیست.» به این قرینه که مصرع دوم میگوید که «مهم نیست دشمنان دربارهی دوست چی میگویند.» خلاصه شاعر به قول امروزیها پشت دوستش درمیآید در مقابل کسانی که میخواهند cancelاش کنند. به عبارت دیگر مصرع اول در دفاع از دوست است در مقابل دشمن، نه از خود در مقابل دوست.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
بیت هشتم: حیف است اگر تو را با هرکه در دنیاست برابر (قرار) دهند و اگر به (ازای) هرچه در آخرت است تو را بخرند، گویا رایگانی خریدهاند. قدر و ارزش تو از هرچه در دنیا و آخرت است برتر است.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به صادق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
اگر درباره کسی غیر از تو حرف و حدیثی داشتهام این خلاف عهد و پیمانم با تو و عشق تو نیست زیرا همه بر سر زبان من جای دارند(نه در دلم) و تو در عمق جان من هستی و به زبان نمیآیی.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت آخر: سر تابیدن گریختن، سعدی هرگز از کمند اسارت تو نمیگریزد، اکنون که اسیرم کردهای به هر طریق که (صلاح) میدانی مرا بکُش. نتیجه اسارت عشق سوختن در لهیب عشق است و کشته شدن.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت هشتم: زیرمتن مفهوم بیت این است که من در این ایام پیری چون قدر روزگار جوانی را دریافتهام به قدرشناسی این ایام به چهره جوانان نگاه میکنم و این نگاه گناه نیست.
مبارکه عابدپور در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۲ در پاسخ به Omid Shojaee دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۹:
شایسته کالا و سرمایه نیست.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت چهارم: نظره: نگاه، نگریستن. در همان نگاه اول چنان دل میبری که بیننده تو نمیتواند چشم از تو بردارد و نگاه دوم را از تو بازگیرد.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
بیت دوم: به پای خویشتن: به اراده و اختیار خود. عاشقان تو به اراده خودشان به کمند عشق تو اسیر و گرفتار میشوند چون هر کسی را تو اسیر کنی درواقع او را از اسارت خودش رهانیدهای.
سپیدآر در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۸:
سعدی بسیار در آثارش زورآزمایی پوچ را ملامت کرده که در این شعر هم شاهد آن بودیم
و از این شعر میتونیم برداشت کنیم که سعدی دیدگاه جنسیتی نداشته
واقعا تحسین برانگیز خواهد بود
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:
بیت آخر: غایة الاَمانی: نهایت آرزوها، منتهای امید، برترینِ آرزوها.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:
بیت دهم: (وجودت) اول چنین(حیاتی و ضروری) نبود اما به هرجهت چنین شد که قبلا باعث خوشی دل بودی و امروز سبب قوام و نیروی جان هستی.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:
بیت نهم: در سماع و رقص و چرخش چون سرو خوشقامتی، وقتی سخن میگویی چون ماهِ تابانی، وقتی در حاشیه و دوری از یارانی چون صبحِ روشنی و در میان جمع یارانت مثل شعی فروزانی.
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:
بیت هفتم: تو (از آتش عشق) آسودهای و عشق برایت بازیچهای به چشم میآید، تا وقتی آتش عشق خرمن حیاتت را نسوزاند، علت تشویش و ناآرامی ما را نمیفهمی.
بهنام در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۵ در پاسخ به تنگ طه دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:
درود بر شما
شما کدام را می پسندید ؟ این شعر امثال منوچهری را که احتمالا به خاطر حفظ شدن آثارشان مجبور بودند به سلاطین متوسل شوند یا استاد شهریار که ... این شعر را سروده، هدفش از این شعر چه بوده است؟ آیا ذره ای به حقیقت نزدیک است؟
رشگم آید که تو حیدر بابا / بوسی آن دست که خود دست خداست
راستان دست چپ از وی بوسند / که خدا بوسد از او دست راست
در امامت به نماز جمعه / صد هزارش به خدا دست دعاست
من بیان هنرم، یک دل و بس / او عیان هنر از سر تا پاست
او شب و روز برای اسلام / پای پویا و زبان گویاست
او چه بازوی قوی و محکم / با امامی که ره و رهبر ماست
شهریارا سری افراز به عرش / کو نگاهیش به «حیدربابا» ست
مهری رزمجو در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۳:
بیت چهارم: خون خوردن:کشتن. دست بردن:غالب و چیره شدن. تو با دلربایی هزار عاشق (مثل وامق) را گرفتار عشق کردی و کشتی و با دلبریهایت بر هزار محبوب زیبارو(مثل عذرا) چیره شدی(در دلربایی از آنها برتری)
ارکیده سالم در ۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸: